Supernatural: چرا صلح برقرار است ، حتی اگر Winchesters آماده است


SPOILER توجه: اگر Carry On ، فینال سریال Supernatural را ندیده اید ، نخوانید.

برای 15 فصل ، برادران وینچستر از “Supernatural” CW بقیه نیازهای بشریت را بر نیازهای خود قرار دادند ، بنابراین مناسب است که آنها در قسمت آخر خود همچنان همان کار را انجام دهند و در نهایت “بهشت” را بدست آورند. [they] سزاوار. “

فینال این مجموعه ، “ادامه بده” ، به عنوان اپیزودی از بازگشت به هیولای هفته از نخستین روزهای درام ، پر از تماس و اشاره به آنچه تماشاگران عاشق این سریال – و پسران – بودند ، آغاز شد. اولین مکان. ممکن است آنها موفق شده باشند داستان خود را با چاک (راب بندیکت) در خارج از تصویر بنویسند ، اما این داستان هنوز شامل مشاغل خانوادگی می شود – حتی اگر این به معنای از دست دادن یکی از آنها باشد. و برای اولین بار ، مرده ها در Supernatural واقعاً به معنای مرده بودند.

این بار به همین مناسبت به ظاهر منظم ، نجات نسل بعدی برادران (با موازنه با وینچسترهای جوان که به شیوه خود درگیر زندگی ماوراالطبیعه بودند) ، دین (جنسون اکل) متهم شد و به سام (جرد پادالکی) گفت که او به جای درخواست کمک

مردی که با ارانجل مایکل در او زنده ماند و خود با خدا روبرو شد ، گفت: “شما همیشه می دانستید که همیشه برای من به همین ترتیب پایان خواهد یافت.”

با کم رنگ شدن دین ، ​​او ریشه این سریال را به یاد آورد و به سام اعتراف کرد که وقتی از حضور در کالیفرنیا برای بیرون کشیدن برادر کوچک ترش از دانشگاه و خواستن کمک به او برای یافتن پدرشان ، بدون توجه به او ، نمی دانست. آیا او به او می گوید “گم شود یا بمیرد”. و او به سام گفت که نمی داند بدون او چه خواهد کرد – احساسی که در تمام دنیا احساس می شود همانطور که خانواده #SPN با نزدیک شدن به پایان نمایش فکر می کنند.

دین به بهشت ​​رفت – و به بهشت ​​”همیشه باید بود” ، زیرا جک (الکساندر کالورت) و کاستیل (میشا کالینز) کارها را تنظیم کردند تا کسانی که تسلیم شدند دوباره عزیزان خود را ببینند و خاطرات جدیدی ایجاد کنید به جای اینکه در مسیر خاطرات قدیمی خود سفر کنید. در همین حال ، سام موفق شد زندگی ای را که آخرین بار امتحان کرده بود ، هنگامی که فکر می کرد دین برای همیشه از بین رفته است ، و وقتی پیر و بیمار شد ، پسر بزرگترش (که او را دین نامید) کلماتی را که یک بار به برادرش گفته بود تکرار کرد: وینچستر سرانجام گفت: “اشکالی ندارد ، شما الان می توانید بروید.”

ادای احترام به ابتدای نمایش در ابتدای سریال نه تنها راهی برای احترام گذاشتن به ریشه های آن و هم who کسانی که از ابتدا از آن سو استفاده می کردند ، بود بلکه در خدمت به خودگذشتگی شعار خانواده بود. تجارت وینچستر “نجات مردم ، شکار چیزها” است. در طول سال ها مواقعی وجود داشت که دین و سام هم انحراف های کوتاهی انجام می دادند ، اما پس از شکست دادن خدا انتقام گیرنده چاک در اپیزود آخرالزمان و بودن به قول دین “بالاخره آزاد” ، همه چیز را دور نمی انداختند. به وگاس بروید یا تمام روز کنار یک دریاچه بنوشید و آبجو بنوشید. آنها دوباره به داخل نوزاد صعود کردند و به جاده بازگشتند تا بهترین کار را انجام دهند.

دیگر، شخصیت های کمتر اختصاص داده شده و نشان می دهد این کار را انجام نمی شود. در پایان ، این افراد از نظر نظری می توانند هر کاری انجام دهند. این نمایش حتی می تواند با همان قسمت پیش از آخرین “وراثت زمین” به پایان برسد و مخاطب را در تصویری از پسران که در مسیری باز و طولانی حرکت می کنند ، به پایان برساند ، اما آنها باید آنچه در زندگی آنها اتفاق افتاده را در ذهن خود (و داستان های هوشیارانه) اختراع کنند. جهانی که خدای جدید جک دوست آنها بود ، اما همچنین بر روی لوسیفر (مارک پلگرینو) پدید آمد.

در عوض ، رانندگی در این جاده باز آنها را به ریشه های خود برگرداند. و رانندگی در جاده آزاد در بهشت ​​روی قسمت و سریال شرط می بندد ، زیرا دین دوباره سم را گرفت ، این بار نه از استنفورد ، بلکه از زندگی پس از مرگ.

این بسیار دلخراش بود که دین و سام پس از مواجهه با بزرگترین موجود فضایی که می توانستند داشته باشند ، به زندگی شکار معمول خود بازگشتند. هیچ یک از آنها در کار شک نکردند و استعفا یا اکراه نیز به نظر نرسیدند. اگرچه این نمایش از آنجا آغاز شد که سام ناامیدانه هنگام دیدار از استنفورد تلاش می کرد کودکی غیرمعمول خود را پشت سر بگذارد ، و اگرچه هر دو مرد وینچستر سعی داشتند “پای سیب” را در نقاط مختلف سریال زندگی کنند ، اما هر دو به قبول ، اعلام و واقعاً کار زندگی خود را انتخاب کنید.

و چه کار شگفت انگیزی بود. علاوه بر زندگی بی شماری که آنها واقعاً طی این سالها نجات داده اند (این یک ریاضی خیلی بالاست که این نویسنده احساس اعتماد به نفس کند) ، آنها همچنین موفق به ایجاد یک خانواده انتخاب شده شده اند ، نه فقط برای گردهم آوردن افرادی که غیر از این هرگز آنها از مسیرهای متقاطع عبور کردند و برای ایجاد آنها آنها چنان مراقب یکدیگر بودند که مایل بودند به یکدیگر صدمه بزنند ، اگر نه مستقیم ، برای همدیگر قربانی کنند.

در میان شکارچیان دیگر ، مانند بابی (جیم بیور) ، آیلین (شوشانا استرن) یا الن و جو (به ترتیب سامانتا فریس و آلونا تال). هر روز افرادی که با کمک وینچسترها ، از جودی (کیم رودز) گرفته تا چارلی (روز فیلیشیا) نیز بخشی از این شبکه شکارچیان می شدند. کستیل و دیگر موجودات فرازمینی ، از جمله کراولی (مارک شپارد) و روونا (روت کانل) ، که هر از گاهی مفید بوده اند ، دنیای وینچستر از دوران کودکی تنها در بزرگ شدن فقط با یکدیگر به عنوان یک شرکت پدر گسترش یافته است (جفری دین مورگان) مشغول شکار بود.

و بیایید نگاهی دقیق به برخی از تازه ترین و احساسی ترین قربانیان بیندازیم. از همه مهمتر ، برای نجات جک ، کستیل معامله ای انجام داد تا به جای خالی برگردد ، مکانی که از جهنم بدتر به حساب می آید. اصطکاک واقعی این بود که او را هنگام خوشبختی خالص روی زمین می کشانند. در اپیزود سوم تا آخر Supernatural ، کستیل به طور شفاهی اعتراف کرد که دین را دوست دارد – و به طور کلی انسانیت – و اگرچه او همچنین گفت که درک اینکه چه چیزی باعث خوشحالی او می شود چیزی است که هرگز نمی تواند واقعاً داشته باشد ، کافی است برای اینکه خالی بیاید تماس بگیرد

به نوعی جک نیز فداکاری می کند. او پس از جذب نیرویی که توسط لوسیفر و مایکل (جیک آبل) تابانده شد ، به اندازه کافی قدرت داشت که قدرت چاک را بدست آورد – که این به معنای گرفتن آمارا (امیلی پرستو) نیز بود. هنگامی که او به موجودی قادر مطلق جدید تبدیل شد ، در یک چیز ناشناخته بزرگ از زندگی خود با وینچستر گذشت. به هر حال ، وی خاطرنشان كرد ، وقتی چاك درگیر ماجرا شد ، اوضاع چندان خوب پیش نرفت.

واقع بینانه ، با توجه به هر آنچه که این نمایش نشان می دهد بیش از 15 فصل از فساد در قدرت افرادی که جادوها را فرا گرفته اند یا شیاطین را احضار کرده اند تا معاملات انجام دهند ، نه فرشتگان و نه موجودات دنیوی ، پایانی این مجموعه می تواند چند سال از آینده بگذرد تا نشان دهد که جک نیز باید سرنگون شود. با این حال ، این امر نه تنها نیاز به قرار گرفتن بیش از حد در یک قسمت 40 دقیقه ای دارد ، بلکه باعث لغو بسیاری از پیام هایی می شود که این نمایش طی سال های اخیر ارائه داده است: ممکن است وینچستر شروع به نجات مردم و شکار چیزهایی کند. اما در طول راه برخی از این چیزها نیز ارزش صرفه جویی می شود. و چیزی بسیار امیدوارکننده و شاعرانه وجود دارد که باید در این یادداشت بگذارید ، حتی اگر برای همه مفید نباشد (سرفه ، جنی ، سرفه).

Supernatural - "ادامه دادن" - شماره تصویر: SN1520A_BTS_0279r.jpg - در تصویر (LR): پشت صحنه با کارگردان رابرت سینگر و جنسون اکلس - عکس: کریستین کرتو / CW - © 2020 شبکه CW ، LLC.  کلیه حقوق محفوظ است

اما تجمع وینچستر در بهشت ​​شاعرانه تر بود. لباس پوشیدن با لباسی که 15 سال پیش برای اولین بار بستن پوشیدید یک چیز بود ، اما این ایده که حالا بعد از سالها وقف زندگی خود به دیگران ، آنها در نهایت آزاد هستند … خوب ، من هنوز آن را پیدا نکردم کلمات ، چیزی است که من نباید به عنوان نویسنده تصدیق کنم.

به مدت 15 سال ، آنها در آتش متصل شدند – اغلب به معنای واقعی کلمه – و اکنون می توانند در کنار یکدیگر بنشینند و از یک رابطه امن در هر گوشه لذت ببرند. آنها می توانند همه عزیزان از دست رفته خود را دوباره ببینند و در این راه دوستان جدیدی پیدا کنند – دوستانی که برای اولین بار نباید از از دست دادن ترس داشته باشند. آنها می توانند استراحت کنند و بدانند که دنیای بهتری را پشت سر گذاشته اند ، فقط به این دلیل که در آن حضور دارند.

از آنجایی که Supernatural در پایان فصل اول برای اولین بار از فیلم “Carry on Wayward Son” کانزاس استفاده کرد ، به یک سرود برای # SPNFamily تبدیل شده است و گوش دادن به آن – و بسیاری از نمایش های آن – در پایان سریال بسیار احساسی بوده است. خود شما. عشق در این آهنگ بسیار زیاد بود ، از این ارتباط شروع شد که نام گروه ایالت وینچستر است. اما شخصا، اشعار همیشه احساس شوم. مطمئناً برخی موازین کامل از نظر شاعرانه وجود داشت ، از جمله “در دریای طوفانی از احساسات متحرک / من مثل کشتی در اقیانوس به بیرون پرتاب می شوم” و آواز خواندن که “وقتی کارت تمام شود صلح برقرار خواهد شد” مطمئنا همیشه پیشنهاد می کرد که جهان وقتی آنها موفق شدند کار خود را به پایان برسانند ، با شکست دادن همه هیولاها ، مکان بهتری باشند. اما هنگامی که فصل Winchesters با دشمنان ترسناک تری روبرو شد ، از Azazel (فردریک لنه) گرفته تا Lucifer تا Abaddon (Alaina Huffman) ، Mark of Cain و خود خدا ، او اغلب احساس می کرد که کار آنها انجام می شود مگر اینکه آنها خود را فدا کنند. و چگونه می توان صلح برقرار کرد؟ دنیایی بدون وینچستر ، همانطور که در فصل سیزدهم به عنوان “Supernatural” به تصویر کشیده شد ، به معنای واقعی کلمه آخرالزمانی بود.

در خارج از نمایش ، هرچه بیشتر دویدیم ، بیشتر روی شخصیت های خود سرمایه گذاری می کردیم و همچنین تصور اینکه وقتی آنها از زندگی ما کنار می روند ، احساس آرامش می کنیم ، این به معنای پایان نمایش دشوار است. اعلام فصل آخر ماه های قبل از نمایش CW – و اعلام اینکه انتخاب آنها پایان نمایش است – فرصتی را فراهم کرد تا به ایده ماندن بدون دین و سام و به طور کلی نمایش عادت کنیم. بیماری همه گیر COVID-19 ، که تولید را متوقف می کند و آخرین قسمت خود را تا پایان سال تحت فشار قرار می دهد ، حتی برای این زمان وقت بیشتری می دهد – و وقفه غیر منتظره نیز طعم آنچه بدون نمایش در زندگی ما خواهد بود است.

در آن زمان ، من که خودم را لال و لال معرفی می کردم (به دلیل نداشتن کلمه بهتر اما کاملاً متناسب با صدا) وقتی صحبت از موسیقی می شد ، داشتم “Carry on Wayward Son” را گوش می دادم. زیاد. من احتمالاً در ماه های بین آوریل و نوامبر سال 2020 بارها آن را شنیده ام تاکنون در زندگی ام. و من سرانجام آموختم که از ثابت کردن موازی ساخته شده از “آرامش که کارتان تمام شد” تا پایان واقعی نمایش را متوقف کنم ، زیرا ، البته ، کانزاس ، با انتشار آهنگ در سال 1976 ، به من نمی گفت که همه چیز وقتی “Supernatural” تمام می شد بهتر بودند.

به طور کلی ، این آهنگ در مورد جستجوی معنی است و “Supernatural” برای بسیاری از افراد منبع معنی بود و من خودم حداقل به یک روش اساسی درگیر شدم. این همچنین در مورد پایداری است – برای ادامه یافتن این معنی و اگر اصطلاحی را از Padalecki وام گرفتیم ، “همیشه به جنگ ادامه دهیم”.

بنابراین ، در عوض ، به سفری که Supernatural برایم گذراند فکر کردم: به عنوان اولین ورودم به دنیای روزنامه نگاری حرفه ای در سطح حرفه ای ، که در واقع من را به نزدیکترین دوستانم و افراد کاملاً شگفت انگیز در کل صنعت معرفی کرد. . ؛ دلیل سفر من به کانادا برای اولین بار است. نشان دادن پرتره عالی از رهبری و از خودگذشتگی و احیای علاقه من به روانشناسی در حالی که باعث می شود بیش از آنچه فکر می کردم به برنامه نویسی ژانر اهمیت دهم.

و سپس به سفر “Supernatural” به مفهوم وسیع تری فکر کردم: اینکه چگونه از نمایشی در آستانه لغو به طولانی ترین سریال ژانر تبدیل شد ، حتی در پایان شبکه اصلی آن زنده ماند. چگونه میلیون ها نفر در سراسر جهان که دوستی ، راحتی ، حمایت و حتی گاهی اوقات عاشقانه را پیدا می کنند ، به هم متصل می شود. چگونه همین افراد گرد هم آمدند تا میلیون ها دلار برای بسیاری از خیریه ها جمع کنند. چگونه او استعدادهای ناشناخته خود را در مقابل و پشت دوربین استراحت می داد ، زیرا همه ، به لطف راهنمایی 1 و 2 پوندی در لیست تماس ، احساس مهربانی ، اشتیاق ، فداکاری شدید ، و همچنین سرگرمی ناب برای کارهای بعدی خود داشتند هنگام پخش در فیلم ها و تلویزیون.

به مدت 15 سال ، “ماوراالطبیعه” یک تسلیت بود ، اما انقلابی بود و اگرچه اکنون نیز می توان آن را انجام داد ، اما صلح وجود دارد زیرا اصلاً وجود داشته است.




منبع: yad-khabar.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>