– گورباچف. Sky View: مخاطبانی جذاب با رهبر سابق


میخائیل گورباچف ​​، رئیس جمهور سابق (و آخرین) اتحاد جماهیر شوروی ، حتی در دوز مصرفی ، پوشیده و لباس پوشیده و معتاد به واکرها ، شخصیتی تحمیل کننده ، حتی ترسناک است – به قدری ترسناک است که از ورنر هرتزوگ بزرگوار متنفر است. سند محتاطانه و عجیب نویسنده آلمانی “ملاقات با گورباچف” از سال 2018 یک فرصت از دست رفته بود که با تحسین آشکار کارگردان برای موضوع خود رنگ آمیزی شد ، اما به هیچ وجه به هیچ وجه زیر پوست او نمی رود. در گورباچف. بهشت “، ویتالی مانسکی ، مستندساز روسی تلاش دیگری برای شکستن این مهره به خصوص سالم ، با نتایج غنی تر و طاقت فرسا دارد – ایجاد فضایی از روش اسرارآمیز و گریز آور گورباچف ​​در آنچه که به نظر می رسد شاعرانه تر از شخصیت باشد. از یک مشخصات سیاسی خواستار

این نمایش سنگین IDFA که باید بین یک تقابل شعاری پیشانی و مشاهده روزمره مالیخولیایی متناوب باشد ، باید مطابق با مشخصات جشنواره و خانه هنری جدیدترین فیلمهای مانسکی “زیر آفتاب” و “شاهدان پوتین” باشد ، و شهرت وی را به عنوان یکی از مهمترین کارگران مهر و موم کند. مستندسازان – با شوخ طبعی ضخیم برای مطابقت با ظرافت رسمی ظریف آن. اگر کاملاً به اندازه “شاهدان پوتین” ملتهب نباشد ، یک نکوهش شدید دست اول از به قدرت رسیدن رئیس جمهور فعلی روسیه ، “بهشت”. گورباچف ​​”نظریه های مکمل منظم را ارائه می دهد ، در حالی که مانسکی همچنان به جمع آوری چشم اندازهای صمیمی برای یک دوره انتقال سیاسی لرزه ای ادامه می دهد. (شخص تعجب می کند که آیا یک پزشک متوسط ​​بوریس یلتسین روی کارت ها است).

برخلاف فیلم هرتسوگ ، فیلم مانسکی خیلی مشغول ارائه مروری تاریخی از دوران نیست. تیترهای پراکنده ، ارائه مقدماتی کوتاه برای چهره ها و جنبش های سیاسی مهم ، مانند یک مستند مانند ایده هایی احساس می شود که در غیر این صورت نشان می دهد بینندگان نسبت به فراز و نشیب های زندگی گورباچف ​​صادق هستند. (دشوار است تصور کنید که هر یک از مخاطبان به توضیح استالین نیاز داشته باشند ، اما به هر حال ما در مورد او چند سطر داریم.) در اینجا هیچ ماده آرشیوی یا انبوهی از سر صحبت ها وجود ندارد ، زیرا منسکی فیلم را فقط از زمان حال می سازد – فیلم روزانه از زمان صرف مصاحبه و مشاهده تیتان 89 ساله ، شروع از خانه عظیم او در خارج از مسکو – وام از رهبران دولت شوروی سابق – او را قبل از وخیم شدن وضعیت سلامتی به بیمارستان شهر فرستاد ، پس از آن عکس ها در مقر بنیاد محو شده گورباچف ​​از سر گرفتند.

گورباچف ​​، به عنوان جو زمستانی که در فیلم وجود دارد ، در مورد شکنندگی خود صادقانه است: بعضی اوقات او صحبت می کند مثل اینکه وصیت نامه نهایی را ارائه می دهد ، در حالی که در بعضی دیگر خودداری می کند ، مثل اینکه مطمئن است و خوشحال است که برخی اعترافات هرگز انجام نمی شود از آن بارگیری شده است. در هر دو حالت ، او کج و معلول است ، گاهی مصاحبه شونده شیطان ، اغلب در تناقضات احمقانه صحبت می کند و برای توضیح بیشتر درخواست می کند: “شما می توانید این مکالمه را” گفتگوی با عجایب “بنامید ،” او ابتدا می خندد. وی از وحشت وحشتناک مانسکی اصرار داشت که هیچ کس مسئولیت مستقیم فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را ندارد و او سعی کرده است آن را حفظ کند ، اما به جزئیات این ادعا جلب نخواهد شد.

او سرگرم کننده تر ، نسبت به رابطه خود با رونالد ریگان (“یک دایناسور واقعی”) مستعد است ، در حالی که وقتی مکالمه به پوتین روی می آورد – که به طور تصادفی همیشه در صفحه های تلویزیون دیده می شود – او به عبارات مصور معمول متوسل می شود که احساس می کند هر دو دیپلماتیک هستند و محکوم کننده خاله های گورباچف ​​و مانسکی به جرم متهم شدن اما هرگز کمتر صمیمانه نیستند ، ممکن است برای هر بیننده ای که امیدوار به یک اعتراف صریح است ناامید کننده باشد: “من اجازه نمی دهم کسی مرا بخاطر جعل خود پاسخگو باشد.” او می گوید به نظر می رسد او استعفا داده است تا اجازه دهد برخی داستان ها ادامه یابد.

جذابیت در اینجا در این است که ما چگونه غول افتاده را تماشا می کنیم که میراث ، شکاف ها و هر چیز دیگری را حفظ و شکل دهد و در شهود این که غرور ، وحشت یا عصبانیت چقدر لحظات کمتر واکنش پذیر او را جلوی دوربین رنگ آمیزی می کند ، شکل می دهد. در حالی که مانسکی با بازجویی خود یک چالش را پیش می برد. الكساندرا ایوانووا كه اغلب در برشهای سایه ای غبارآلود و غبارآلود شلیك می كند ، در این زمینه كمك می كند ، بدون اینكه احساس تهاجمی بی ادبی داشته باشد ، از نزدیک روی صورت و محیط گورباچف ​​تلاش می كند.

در همین حال ، فیلم وقتی بصیرت و جذاب باقی می ماند وقتی تاکتیک های کسل کننده مانسکی جای خود را می گیرد. همانطور که او به یک ثبت نام صمیمی تر و ناظرتر می رود ، ما او را در بازدید از قبر همسر فقیدش ، رائیسا دنبال می کنیم و در یک شب سال نو متواضعانه در خانه دستیار خود ، ولودیا می نشینیم. پیش از این ، ما در هنگام صرف ناهار ، در میز ناهار خوری بزرگ اما در غیر اینصورت خالی از سکنه او ، به گورباچف ​​ملحق شدیم ، اوکتو ژنیار ، که در هنگام چیدن ترشی و برش ، دادگاه را درخشان نگه می دارد ، گربه پیر و غمگین خود را با محبت تغذیه می کند و ناامیدانه خواندن آهنگ های محلی را کنار می گذارد. آهنگ از دوران جوانی.

از دیدگاه ساده انسانی ، تنهایی فوری فیلمنامه به اندازه کافی تکان دهنده است: وقتی مکالمه به رائسا روی می آورد ، که 20 سال پیش ادامه داشت ، او به طور عادی اعتراف می کند که “معنای زندگی از بین رفته است”. اما او وقتی که آخرین اقدام از زندگی تلقی می شود و تاریخ را تغییر داده و از آن درجه نفوذ خارج می شود ، متواضعانه و با مقاومت کم ، مسیر عمیق تری از دست می دهد و اندوه را در پیش می گیرد. اگرچه رضایت آنها هرگز به طور مستقیم ابراز نشد ، اما به نظر می رسد کارگردان و موضوع در ناامیدی از چگونگی اوضاع برای روسیه متحد بوده اند: مانسکی گفت: “من فکر می کنم گورباچف ​​دموکراسی داشت و همه همین.” گورباچف ​​، به نوبه خود ، احساس فروتنی خوش بینانه ای می کند: او می گوید ، “كسی می خواهد بشنود” حداقل آنها آزادی بیان حرف های خود را دارند.




منبع: yad-khabar.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>