کامن کالف درباره زندگی تنها در پشت کن 2020 عنوان “فوریه”


سه گانه مراقبه و مرثیه ای ، سه فصل از زندگی همان مرد را به تصویر می کشد ، “فوریه” کامن کالف تصویری غیرمتعارف از آنچه کارگردان به عنوان چهره ای غیرمعمول توصیف می کند است: پدربزرگش ، مردی محفوظ اما پیچیده که زندگی متوسطی را در روستایی در بلغارستان شرقی.

كالف گفت: “او شخصیتی بسیار الهام بخش برای من بود.” تنوع در طول جشنواره فیلم تسالونیکی ، جایی که “فوریه” به عنوان بخشی از کارگردانی “بررسی بالکان” نمایش داده می شود. “او مردی بود که حیات وحش را به مردم ترجیح می داد. بسیار بسیار دور و بسیار دشوار است برای برقراری ارتباط. “

این کارگردان توضیح داد که چگونه ، به عنوان یک دانشجوی جوان سینما در پاریس ، در تعطیلات تابستان به روستای پدربزرگ خود مجهز به یک دوربین دستی بازگشت. با این وجود ، علی رغم تمام تلاش هایش برای به دست آوردن زندگی پیرمرد ، او همچنان چهره ای ساکت است.

“من یک بار از او پرسیدم” چه احساسی داری؟ ” چگونه می توانید یک روز کامل را بدون کسی ، فقط با خود و حیوانات سپری کنید؟ ” پدر بزرگ وی ، كالف گفت ، به سادگی با لبخندی مرموز پاسخ داد.

ارتباط این پیرمرد با طبیعت و خلوت اثر خود را در کارگردانی گذاشت که در ماه فوریه این مضامین را کاوش کرد و اوایل سال جاری برچسب کن 2020 را دریافت کرد. این فیلم توسط كالف و فیلیپ تودوروف از “فیلم بلغاری در ساحل” تهیه شده و دایان جاسم و سلین چاپدانیل از “كورو فیلم” فرانسه تهیه كنند. Memento Films International فروش جهانی را انجام می دهد.

تنوع در طول جشنواره فیلم تسالونیکی ، که از 5 تا 15 نوامبر برگزار می شود ، با کالف همراه شد تا درباره چهارمین فیلم بلند خود صحبت کند.

می توانید درباره پدربزرگ خود بگویید و اینکه زندگی او چگونه الهام بخش این فیلم بوده است؟

این پروژه آمد [about] به روشی بسیار خودجوش. کارهای قبلی که من دارم ، همیشه سعی می کنم به مسیری جدید بروم و راهی ناشناخته را امتحان کنم و به دنبال نزدیکترین به خودم بروم. با اولین عملکردم در حالت کاملاً خود به خودی قرار گرفتم ، بگذارید بگوییم بسیار شهودی کار می کردم. و سپس برای فیلم های دوم و سوم من به جای دیگری رفتم – به خصوص برای فیلم سوم من ، بسیار ساختار یافته و بسیار دراماتیک بود. این به عنوان یک اصرار و نیاز به من برمی گشت که به جای منطقی سازی همه چیز ، به ریشه هایم برگردم و واقعاً به صورت خودجوش و احساسی کار کنم.

احساسی تر بود ، بنابراین به عنوان یک تمایل به تیراندازی به من رسید. همه چیز با قسمت سوم شروع می شود ، [which depicts the protagonist as an old man]. در ابتدا می خواستم از آن یک فیلم کوتاه بسازم چون این اپیزودی بود که در زندگی واقعی اتفاق افتاد. او در پایان زندگی خود می خواست خواهر خود را به روستای خود برگرداند و آخرین روزهای زندگی خود را با هم بگذراند و به یکدیگر کمک کنیم. این داستان کاملاً مهیج بود. دو سه صفحه نوشتم. خیلی ساده بود. سپس قسمت دوم آمد [to me]. و بعد فهمیدم که دارم به سمت یک تصویر بزرگتر می روم.

“فوریه” در سه قسمت گسترش می یابد ، که در کودکی پیتر در یک کلبه چوپان دور افتاده قرار گرفته است. پایگاه دریایی که وی در آنجا خدمات نظامی خود را به پایان می رساند. و مکان جدا شده در کشوری که وی در سنین پیری زندگی می کند. چرا این سه دوره خاص زندگی او را انتخاب کردید؟

قسمت دوم فیلم چیزی بود که او همیشه به عنوان داستان برایم تعریف می کرد – اینکه او با مادربزرگ من ازدواج کرد و روز بعد آنجا را ترک کرد. او فقط در انتهای روستا منتظر او بود. و سپس او سه سال بعد ، پس از او بازگشت [military] در حال انجام وظیفه ، هیچ نشانه ای از خبر ، بدون نامه ، بدون تماس تلفنی. و شاید این چیزی بود که به نظر من روش خوبی برای به تصویر کشیدن این شخصیت ، این فرد خاص و خارق العاده است.

به نوعی ، هنگامی که من فیلم نامه را می نوشتم ، برای من روشن بود که قسمت اول ، بچه همان چیزی است که برای کودک مناسب است – نزدیکتر به گاوها و نمی خواهد از هیچ قانونی پیروی کند ، خسته از این محیط بزرگسالان ، می خواهد فرار کند و چشم انداز خودش ، دنیای خودش را ایجاد کند. قسمت دوم ، وقتی 18 ساله است ، متوجه می شود که نمی تواند از این مسیر فرار کند. اینکه او این تکرار زندگی را در آغوش گرفته و بداند مانند پدر و پدربزرگش خواهد بود.

به همین دلیل از این لحظه تا پایان هیچ تغییری برای من ایجاد نشده است. درست قبل از او زندگی مانند یک رودخانه می آید و او درست همان جا است. چه خوب و چه بد ، او آن را می گیرد و به زندگی دیگری امیدوار نیست. به زندگی دیگری فکر نکنید. بزرگترین چالش برای من این بود که از شخصیتی پیروی کنم که تغییر نکند. برای یافتن راهی برای ارائه این زندگی که از آن ناشی می شود و یافتن تعادل مناسب در همه چیز. مخصوصاً بازیگرانی که باید این تعادل انرژی و فیزیک را داشته باشند [qualities].

شما همچنین برای اولین بار دو بازیگر را انتخاب کردید ، لاچزار دیمیتروف و کولیو دوبرف ، برای به تصویر کشیدن نسخه های جوانتر پیتر. چه چیزی را در آنها و همچنین ایوان نالبانتوف بازیگر پیشکسوت دیدید که نشان می دهد آنها تداوم فیلم را به وجود می آورند و چگونه همه فصل متفاوتی از زندگی پیتر را به تصویر می کشند؟

من واقعاً از این بابت نگران نبودم. البته من می خواستم به نوعی تداوم داشته باشم و قانع شوم [the viewer] که این کم و بیش یک شخص است ، اما من هرگز نگران نبودم که جنبه های مختلف یا ویژگی های مختلفی برای هر یک از آنها وجود داشته باشد. برای من ، آنچه واقعاً مهم بود کشف این حقیقت بود – برای اطمینان از اینکه این کودک ، مرد جوان و پیر می توانند از مکانی که من به خوبی می شناسم از نظر گویش ، ویژگی ها ، انرژی ، روش ، که آنها نگاه می کنند و تمام حرکاتی که دارند.

برای من خیلی مهم بود که با این مکان رابطه داشته باشم. نه برای ایجاد آن ، بلکه برای داشتن آن در خون آنها. برای شخصیت سوم پیچیده تر بود. شخصی که می توانم در 80 سالگی با او کار کنم ، بازیگر غیر حرفه ای بودن برای او سخت تر است. ایوان نالبانتوف مردی است که من او را می شناسم و روی اولین فیلم بلند سینمایی ام کار کرده است [“Eastern Plays,” a Cannes Directors’ Fortnight selection in 2009]. من بسیار خوشحالم که بالاخره او را انتخاب کردم زیرا او چیزی متفاوت از شخصیت اول شخصیت من را یدک می کشد. نرمتر و شکننده تر است و من واقعاً این را دوست دارم.

عکس فوریه به ویژه چشمگیر است. آیا می توانید در مورد همکاری خود با DoP ایوان چرتوف صحبت کنید؟

من واقعاً مجبور شدم به ریشه ها برگردم ، نه فقط از نظر موضوع و رابطه با آنها [production] تیم ، اما به روند خود. داشتن یک تیم کوچک از اولین اولویت های من بود ، حضور بیش از 10 نفر در صحنه فیلمبرداری و انجام بیشتر کارها خودم. من یک کلاس فیلم در مدرسه فیلم گذراندم ، بنابراین هنوز آرزو دارم که عکس و عکس بگیرم. برای من مهم بود که بگویم [the story] از طریق تصاویر ، با یک جهان بصری بسیار ساخته شده. به همین دلیل فیلم را تدوین کردم. من این مفهوم از زمان و مکان را داشتم که واقعاً می خواستم خودم آن را نهایی کنم.

جهنم ، او سرانجام با كمي نورپردازي و اندازه گيري به من كمك مي كرد ، زيرا ما در 16 ميليمتري شليك مي كرديم. او یک همکاری بسیار قوی شد. او مردی بود که واقعاً به نوع جهانی که باید فکر می کرد فکر می کرد. او در این کار شریک بزرگی بود. من کادر بندی فیلم های کم و بیش کل فیلم را انجام دادم ، اما او به عنوان یک شریک در این چشم انداز جهانی فیلم بسیار به من نزدیک بود.

شما در تمام دوران حرفه ای خود فیلم های خود را در کن نشان می دادید و اگر همه گیری نبود ، امسال یک استثنا نخواهد بود. آن دوره برای شما به عنوان کارگردان چگونه بود بدون اینکه بتوانید فیلم خود را از نظر جسمی با مخاطب به اشتراک بگذارید؟

واقعاً دلم برای دیدار با مخاطبان تنگ شده و هنوز منتظر آن هستم. من امیدوارم که در سال آینده گسترش در فرانسه و بلغارستان و سایر کشورها مختل نشود و این لحظه ای خواهد بود که من با مخاطبان دیدار می کنم و چهره ها و واکنش آنها را می بینم و با آنها گپ می زنم. این یک پروسه طولانی بود. پنج سال طول کشید تا این فیلم – نه فقط روند خلاقیت – را به پایان رساندم. ما با بودجه بلغارستان مشکلات زیادی داشتیم زیرا دو سال وقت صرف کردیم [trying] برای دریافت بودجه و یک سال دیگر وجود دارد [public funding] مسدود شده. کل سیستم مسدود شده بود. به مدت یک سال هیچ امکان تولید بلغاری وجود نداشت.

بنابراین پنج سال طول کشید. و به نوعی من این روند آهسته را دوست دارم. خیلی خوب است که یک نمایش فیزیکی در کن داشته باشید. ولی ما چکار میتوانیم بکنیم؟ [Laughs.] هنوز برای فیلم خوب است ، زیرا از ابتدا می دانستیم که این یک پروژه تجاری نخواهد بود. بنابراین داشتن این برچسب برای ماندگاری فیلم مهم است. من مطمئن هستم که این فیلم مخاطبان خود را ملاقات خواهد کرد.




منبع: yad-khabar.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>