[ad_1]

لوکاس بلوو ، کارگردان این فیلم با سرزمین ما این است در سال 2017 ، روش های جذب جنبش های راست افراطی ، جذب و اصلاح مجدد افراد جدید را از بین می برد و نگرانی های معاصر را برای اهداف شدید سیاسی از بین می برد. نویسنده فرانسوی-بلژیکی با پیگیری های خود ، جبهه داخلی ، به ریشه این تعصبات می پردازد.

این فیلم با اقتباس از بلو از رمان زخم لارن مووینیر در سال 2009 ساخته شده است و دو پسر عموی طبقه کارگر را دنبال می کند زیرا آنها در دهه 1960 وظایف نظامی استعماری خود را در الجزایر انجام می دادند و در حالی که زخمها و جراحات خود را در بورگوندی در سال 2003 شیر می دادند. ژان پیر داروسن در دوران مدرن ، ادوارد سولپیس با نگاه به گذشته) سعی در جلو رفتن داشت ، پسر عمویش برنارد (جرارد دپاردیو اکنون ، آن زمان جان زیمر) یک رهبر زنده زنده بود و به دنبال هرگونه تحریک برای بازگشت به خشونت بود. کاترین فروت قرعه کشی محلی مکمل بازیگران است.

این پروژه که توسط Synecdoche و Artemis Productions تولید شده است ، در Ventana Sur به نمایش در می آید. فروش فیلم Party Party با مشارکت Wild Bunch International با فروش جهانی سرو کار دارد ، در حالی که توزیع کننده محلی Ad Vitam این عنوان را در اوایل سال 2021 در صفحه های فرانسه منتشر می کند.

آیا این را نوعی دنباله فیلم قبلی خود ، This Is Our Land (سرزمین ماست) ، می داند که جذابیت راست افراطی مدرن را بررسی می کند؟

در واقع ، این فیلم تقریباً یک همراه “این کشور ماست” است. آنها دو جریان در تاریخ فرانسه هستند ، زیرا می دانیم که تولد جبهه ملی مستقیماً با جنبش استعماری الجزایر ارتباط داشت. بنابراین شخصاً منطقی بود که به این موضوع ادامه دهیم. در حالی که در سطح اجتماعی شاهد حرکتی واقعی برای تجدید نظر در این دوره بوده ایم ، جامعه فرانسه چنین مشکلات گوارشی داشته است. ما دیده ایم [several examples over the past few years]. باید نوعی کمیسیون حقیقت و آشتی وجود داشته باشد ، مانند کمیسیون آفریقای جنوبی. ما برای انعکاس آنچه در الجزایر واقعاً اتفاق افتاده است ، به این نیاز داریم. بنابراین به تمام این دلایل می گویم که این فیلم در زمان مناسب رسید.

این فیلم به دنبال شخصیت های الجزایر در اوایل دهه 1960 و در فرانسه 40 سال بعد به دو جدول زمانی تقسیم شده است. این به تنهایی او را به نوعی چهره ادواری تبدیل می کند ، زیرا “زمان حال” هنوز نزدیک به دو دهه پیش تعریف شده بود. با این فاصله اضافی ساخت این فیلم راحت تر بود؟

ما می توانستیم نسخه ای از این داستان را در سال 2003 بسازیم ، اما پیچیده تر بود. اول اینکه خود کتاب در آن زمان نوشته نشده است. لوران مووینیر داستان پدر و عموی خود را که هر دو در الجزایر جنگیده اند ، بنا می کند. هیچ یک از آنها سالها در مورد آن صحبت نمی کردند. این مورد در مورد بسیاری از خانواده ها وجود داشت – یا کهنه سربازان هرگز در این مورد صحبت نمی کردند ، فرزندان و نوه های خود را برای جمع آوری داستان های خود رها می کردند ، یا آنها فقط داستان های خود را در اواخر زندگی فاش می کردند. در حقیقت ، فرزندان این مردان نیز از PTSD پدران خود رنج می بردند ، بنابراین امروزه بیشتر اوقات ، نوه ها – که از آسیب های دست اول و دوم فاصله زیادی دارند – واقعاً با چشمی تازه به موضوع نزدیک می شوند.

اگرچه قبلاً چندین اقتباس ادبی را نوشته و کارگردانی کرده اید ، جبهه داخلی یک ساختار بدیع دارد – بیش از هر اثر قبلی شما. چگونه به این اقتباس خاص برخورد کردید؟

ما اغلب می گوییم که این یا آن کتاب به صورت فیلم ساخته می شود ، اما در عمل اغلب اینگونه نیست! حتی کتاب از [bestselling mystery writer, and creator of the Detective Maigret series] جورج سیمنون ، که در این صفحه کاملاً واضح است سینمایی است ، اقتباس از آن دشوار است. در این حالت ، متن اصلی بسیار ادبی بود ، با زبان بسیار دقیق مشخص شده است. [Rather than inhibiting our work] این امکان ترجمه های جالب سینمایی را دارد. ما باید ساختاری را که او ایجاد کرده بود در نظر بگیریم و معادل های سینمایی را پیدا کنیم. طبق تعریف ، این کتاب صدا ندارد – همه چیز مونولوگ یا مونولوگ است. با استفاده از یک فیلم ، می توانید با ضرب صدا و انتشار آن به متن دیگر ، متن شعر را بسازید.

این فیلم تقریباً ساختاری موزیکال دارد. در موسیقی ، ما از اصطلاح “counterpoint” استفاده می کنیم ، جایی که دو ملودی یکدیگر را می نوازند. ما سعی کردیم جلوه ای مشابه در فیلم ایجاد کنیم و موسیقی متن و دیالوگ را بگذاریم تا داستانی متفاوت از تصاویر را بیان کند. تصویر بصری می تواند در دهه 60 باشد ، در حالی که صدا در سال 2000 ثابت شده است. ادبیات دارای رمان های اپیزودیک ، ساخت های روسی برای عروسک های تودرتو است ، جایی که یک داستان به داستان دیگر منتهی می شود ، و این چیزی است که من می خواستم آن را به چالش بکشم. می بینیم که برخی از اسفناک ترین شخصیت های بخش های دهه 60 ، تا آخر عمر هزینه گناهان خود را پرداخت خواهند کرد. و این ممکن نیست اگر ما داستان را در برخی از جدول زمانی تنظیم کنیم.

این فیلم توسط کن انتخاب شد ، که نتوانست طبق برنامه ادامه یابد و پس از بازگشت فرانسه به زندان در ماه اکتبر مجبور شد زمان پخش خود را دوباره تنظیم کند. بازی در چنین مواقع بلاتکلیفی به چه صورت است؟

در پایان ، ما در بدبختی های خود خوش شانس بودیم. قفل دوم چند هفته قبل از اکران فیلم اتفاق افتاد ، بنابراین ما ضرب الاجل را رعایت نکردیم. پوسترها هنوز مطرح نشده بودند و ما هنوز هم می توانستیم بسیاری از جنبه های مطبوعات و تبلیغات را به تعویق بیندازیم. اتفاقی که در مورد چند فیلم که فقط دو روز قبل از تعطیل شدن دیده بودند نبود. ما فقط انتشار را برای چند ماه تحت فشار قرار دادیم بدون اینکه ضرر زیادی داشته باشیم. البته هنوز هم بی تاب هستم! من می خواهم فیلم اکران شود تا سرانجام دیده شود. اما من بدتر تجربه کرده ام.



[ad_2]

منبع: yad-khabar.ir