کارگردانان “شکارچیان ترافل” برای ضبط فرهنگ در حال نابودی ایتالیا


“شکارچیان ترافل” در تضاد کامل با بسیاری از مستندهای تحسین شده امسال است. همه گیری ها ، جنگ ها و شکست های سیاسی به دور از نگاه پنهان و پوششی مردان مسن و سگهایشان است که قارچ های سفید نادر ، خوشمزه و به طرز حیرت انگیزی گران را در جنگل های شمال ایتالیا ردیابی می کنند.

استرس محیطی و جهانی شدن در حال بستن به دهقانان پیدمونتزی است که تقریباً مانند یک قرن پیش زندگی می کنند و اعتماد چندانی به فناوری دیجیتال ندارند. در حالی که مردان زندگی خود را با شانه زدن جنگل ها برای تأمین رستوران های دور افتاده به پایان می رسانند ، نسل های دانش ممکن است در معرض خطر محو شدن در انبوه معطر گرد و غبار ترافل باشند.

این جهان در حال نابودی است که گریگوری کرشاو و مایکل دوک می خواستند از آن در شکارچیان ترافل فیلم برداری کنند. این مستند برای اولین بار در تالار تولید IDFA چند سال پیش ارائه شد ، اولین بار در Sundance به نمایش درآمد و از طریق Sony Pictures Classics در 25 دسامبر در ایالات متحده افتتاح می شود ، مشروط به استثنا. وی همچنین چندین نامزدی برای جوایز IDA به دست آورد ، از جمله بهترین مستند و بهترین کارگردانی.

کرشاو که در زمینه مستندهای زیست محیطی تجربه دارد و دوک ، یک هنرمند تجسمی و کارگردانی که کار خود را به عنوان مدیر خلاق تبلیغات آغاز کرد ، قبلاً در مسابقه آخر همکاری داشتند که همچنین فرهنگ خاصی را در آستانه انقراض بررسی می کند – در این مورد در یک پیست اتومبیلرانی برای یک شهر کوچک.

این مستند داستان و واقعیت های سخت را رها می کند تا بیننده را در قسمت کوچکی از ایتالیا غرق کند ، جایی که ترافل های کمیاب در اطراف ریشه درختان یافت می شود. عکسهای یک فریم از شکارچیان در خانه های روستایی خود با انتقال احشایی در جنگل ، برخی از نگاه های سگ و جهان بینی فروش گوی های گران قیمت در بازار جهانی پراکنده شده اند.

“اینقدر انتقال اطلاعات نیست. ما به دنیا اجازه می دهیم تا آنها را بشوید و از طریق این روند امیدواریم که آنها آن را احساس کنند و درک کنند و برای تجربه آن جذب آن شوند. ” “ما هیچ تاریخی نداشتیم – فقط این مکان و این رمز و راز بود.”

وقتی همكاران هنگام سفر در منطقه در مورد شكارچيان مرموز ترافل با خبر شدند ، فهميدند كه رديابي و مستند كردن زندگي آنها مي تواند فيلم جذابي را بسازد. لتیسیا گوگلیمینو ، که مترجم شد و سپس به تولید مشترک پرداخت ، در کمک به پیرمردها برای اعتماد به مدیرانی که با مردان معاشرت داشتند ، ناهار می خوردند ، شراب می نوشیدند و زندگی آنها را به مدت سه سال تماشا می کردند ، مهم بود.

کرشاو گفت: “او به ما کمک کرد که خیلی آهسته وارد این جهان ها شویم و این روابط را برقرار کنیم و با افرادی که با آنها تیراندازی می کردیم دوستی برقرار کنیم.” “این امکان را به ما داد تا جهانی را ببینیم که تعداد بسیار کمی از افراد دیگر بخشی از آن بودند.”

لوکا گوادانینو نیز درگیر ماجرا شد – کارگردان صاحب یک سگ ترافل و زمینی در منطقه است ، و او به عنوان یک تهیه کننده اجرایی درگیر شد و به مشاوره در مورد جشنواره ها و توزیع کمک کرد ، و همچنین به سردبیران یادداشت می داد.

کارگردانان شکارچیان ترافل ، گریگوری کرشاو در سمت چپ و مایکل دوئک
Taylor Jewel / Invision / AP

کارگردانانی که این فیلم را نیز فیلمبرداری کرده اند ، مدتی را به تماشای استادان هنرمند ایتالیایی می گذرانند و منتظر می مانند تا شرایط و نور قبل از فیلمبرداری دقیقاً به همان چیزی که می خواستند تبدیل شود و در نتیجه فقط یک عکس در روز حاصل شود ، گاهی اوقات هیچ.

Duek می گوید: “ما فقط دوربین را تنظیم کرده و اجازه می دهیم تا آن برای یکی دو ساعت بچرخد.” “ما هیچ پوششی نداشتیم.”

Duek می گوید: طراحی صدا همچنین نقشی اساسی در غوطه وری بیننده در دنیای آنها دارد. “به نظر می رسد هر لولا از هر درب ، چه پله هایی در همه مواد مختلف به صدا در می آیند. ما میکروفون روی سگ ها ، روی بینی و پنجه آنها ، مینی میکروفون های کوچک داشتیم. “

فیلمبرداری در تک فریمها برای بسیاری از صحنه های داخلی منجر به تولید تنها 107 فریم در فیلم شد که جلوه مطلوب ورق زدن را به همراه داشت. “ما می خواهیم این احساس شود که شما در حال مرور یک کتاب داستان هستید. هر فریم صفحه جدیدی در تاریخ است. اگر مجبور باشید این فیلم را با صدا خاموش و بدون زیرنویس تماشا کنید ، داستان را می فهمید. “

دستیابی به دیدگاه سگ در زیر پا گذاشتن جنگل های برگریز ، کار آسانی نبود.

دوئک می گوید: “ما می خواستیم که مخاطبان بیایند و ببینند که آنها در جنگل چه واکنشی متفاوت با نحوه عملکرد شکارچیان در جنگل دارند ، واکنش نشان دهند و ارتباط منحصر به فردی را که به عنوان همراه دارند ، درک کنند.” آنها چندین سکو مختلف را امتحان کردند تا دوربین را بر روی یک سگ قرار دهند ، اما هیچ نتیجه ای نداشت. سرانجام ، کفاشی که در طبقه پایین آپارتمان آلبا که مدیران در آن اقامت داشتند ، زندگی می کرد ، توانست با یک فلزیاب کار کند تا یک ساختار چرمی و فلزی ایجاد کند که هنگام عبور از جنگل بر روی سگ باقی مانده است.

اما گرفتن عکس از سگ ها هنگام ماهیگیری ترافل تنها چالش نبود. شکارچیان ترافل عمدتا هشتاد ساله هستند ، اما عادت دارند در زمین های ناهموار ، گاهی در تاریکی ، بدون چراغ قوه حرکت کنند.

“به عنوان مثال کارلو می گوید که سرعتش از آهو سریعتر است.” و او واقعاً چنین است. کرشاو گفت: “ما آنها را از میان جنگل تعقیب کردیم ، که آنها نیمه شب خوب می دانند.” “در تمام تصاویر فیزیک واقعی وجود داشت.”

شکارچیان با خشکسالی ، رواناب کشاورزی و رقبای سودآور روبرو هستند که یافتن قارچ های بسیار ظریف را بیش از هر زمان دیگری دشوار می کند. کرشاو گفت: “کارلو ، او در بچگی در مورد این موضوع صحبت کرد ، هنگامی که مزارع را شخم می زد پدرش را دنبال می کرد و ترافل ها مانند سیب زمینی بیرون می آمدند.”

مردان چنین زندگی ساده و تقریباً بدوی دارند ، اما ترافل آنها در رستوران های توکیو ، پاریس و مسکو به قیمت هزار دلار فروخته می شود. کرشاو گفت: “این ممکن است یک هفته طول بکشد و به همان اندازه طلا فروخته شود.”

مردان در مورد شکارگاه هایشان بسیار پنهانی هستند ، زیرا برای برخی از شکارچیان جوان فقط پول است ، نه سنت. “افرادی هستند که به زمین احترام نمی گذارند. آنها فقط چاله می کنند و ترافل بیرون می آورند ، این درست نیست. “پس او دیگر برنخواهد گشت ، زیرا در آن زمان اختلافات مرده است.”

کرشاو و دوک از تهدیدهای این عمل چند صد ساله بسیار هیجان زده بودند که یک برنامه حفاظت را برای تأمین بودجه تملک اراضی در منطقه ، همراه با یک م educationalلفه آموزشی برای آوردن کودکان به جنگل با شکارچیان ترافل و سگها و آموزش آنها زمین و راه صحیح شکار.

همه چیز به احترام آنها به مکانهایی با هویت محلی و ارتباط با طبیعت برمی گردد.

کرشاو گفت: “به همین دلیل احساس کردیم که فوریت لازم برای ساخت این فیلم و انجام آن در حال حاضر وجود دارد ، زیرا هنگام ترک آنها ، ما امیدواریم که این دانش به نسل های جوان منتقل شود.”




منبع: yad-khabar.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>