[ad_1]

در “صدا از متال” ، ریز احمد در نقش روبن ، یک موسیقی دان هوی متال بازی می کند که به تدریج شنوایی خود را از دست می دهد.

این فیلم که به آمازون پرایم ادای احترام می کند ، روبن را در حالی که با کم شنوایی مقابله می کند دنبال می کند. داریوش ماردر ، کارگردان ، برای غوطه وری مخاطب در فیلم ، به طراحی صدا متکی است و به او این امکان را می دهد که بفهمد روبن چه چیزی را پشت سر می گذارد. احمد برای آمادگی برای این نقش ، هفت ماه را با مربی زبان اشاره جرمی لی استون گذراند و به مطالعه ASL پرداخت و در جامعه ناشنوایان ادغام شد.

احمد و استون با آنها صحبت کردند تنوع برای همکاری آنها ، چگونگی زندگی احمد پس از کار بر روی فیلم تغییر کرد ، و چگونه استون فراتر از مربی خود و همچنین یک دوست شد. احمد همچنین در مورد اهمیت پیام فیلم بحث می کند به این امید که بتواند شکاف بین جامعه شنوایی و ناشنوایان را برطرف کند.

جرمی ، حضور شما در “Sound of Metal” چگونه اتفاق افتاد؟

داریوش می خواست در این فیلم بر جامعه ناشنوایان و فرهنگ ناشنوایان تأکید کند و چون از آن زمینه نبود ، به دنبال من گشت.

ما هفت ماه روی آن کار کردیم و پنج روز در هفته به آموزش ASL پرداختیم. ریز می خواست رویکرد ناشنوا تری به جامعه داشته باشد. او می خواست به حوادث ناشنوایان برود ، با ناشنوایان دیدار کند و به نمای خام و فیلتر نشده جامعه ناشنوایان نگاه کند و دنیای ما و چشم انداز ما را لمس کند.

ریز ، همانطور که جرمی گفت ، شما را به جای مطالعه کتاب یا تماشای برنامه های تلویزیونی یا فیلم ، در جامعه غرق می کند و این به اصالت اجرای شما می افزاید. چرا اطمینان از به تصویر کشیدن دقیق نمایش ارائه بسیار مهم است؟

احمد رایس: من می خواهم گم شوم و در چیزی غوطه ور شوم ، و این همان چیزی است که من دوست دارم بتوانم به عنوان بازیگر قصه بگویم.

داریوش می خواست همه چیز واقعی باشد. او می خواست من روی صفحه باشم و طبل بنوازم. با غوطه ور شدن در آن ، وقتی روبن می تواند آزادانه بر ASL تسلط یابد ، می توانم سعی کنم تا حد ممکن به خودم نزدیک شوم تا بتوانیم بداهه پردازی کنیم.

جرمی به من گفت که برقراری ارتباط در ASL با برقراری ارتباط به زبان انگلیسی متفاوت است زیرا احساسی تر است. شما با تمام بدن خود گوش می دهید و با تمام بدن خود ارتباط برقرار می کنید.

قبلاً آن را گفته ام ، اما فکر می کنم جرمی و جامعه ناشنوایان معنای واقعی کلمات گوش دادن و برقراری ارتباط را به من آموختند.

در آخر هم از روی احترام بود. من قصد نداشتم بگویم: “چند کلمه به زبان ASL به من یاد بده”.

اگر روبن به عنوان یک شخصیت سعی در یادگیری فرهنگ ناشنوایان در فیلم خود دارد ، پس من واقعاً می خواهم با فرهنگ ناشنوایان آشنا شوم. من می خواستم به آن فرهنگ احترام بگذارم و خوش شانس بودم که مورد استقبال جرمی و دوستانش قرار گرفتم.

جرمی ، مربی ASL بودن در یک فیلم برای اطمینان از به تصویر کشیدن دقیق و معتبر بودن جامعه به چه معناست؟

سنگ: من بیشتر از همه به جنبه ASL به عنوان یک زبان تمرکز کردم. وقتی ریز خود را در فرهنگ و زبان فرو برد ، نسبت به انواع مختلف ASL – همه مواردی که در فرهنگ ، جامعه و جهان گنجانده می شود ، حساس شد.

من می خواستم اطمینان حاصل کنم که او چیزهایی مانند تماس چشمی را یاد می گیرد و اطمینان حاصل می کند که همه سنت ها رعایت می شوند و نسبت به آن حساس هستند.

تفکر او به آرامی شروع به تغییر کرد ، و هرچه بیشتر در این رویکرد جامعه ناشنوایان فرو می رفت ، توانست سفر را آغاز کند و به معنای نماینده بودن ، چشم انداز بهتری ارائه دهد.

من به عنوان مربی ASL آنجا بودم تا ایده ای از جامعه ارائه دهم ، سپس همه چیز ریز بود.

احمد: جرمی بسیار متواضع است. از نظر فنی ، او به عنوان مربی ASL شروع به کار کرد ، اما وقتی او در مورد سفر روبن خیلی چیزها را به من آموخت ، مربی من بود ، خواه متوجه شود یا نه.

او به من آموخت که ارتباط و گوش دادن واقعی چیست. او درمورد فرهنگ به من آموخت. او سر صحنه بود و با یادداشت و افکار به من کمک می کرد تا از واقعی بودن چیزها اطمینان حاصل کنم.

ما همچنین افرادی از فرهنگ ناشنوایان و جامعه را برای بازی در این نقش ها ترسیم می کنیم و جرمی نیز در فیلم ظاهر می شود ، که در مورد روش و اصالت مورد نظر داریوش صحبت می کند. او ما را با مترجمین متصل می کند و همه وقت ما را راهنمایی می کند.

جرمی ، ریز در مورد کار با شما صحبت می کند ، اما کار با ریس و رفتن به آن سفر با او چگونه بود؟

سنگ: در ابتدا بیشتر مربوط به منطق و برنامه ریزی بود. او با امضای قرارداد خیلی راحت نبود. من می خواستم اطمینان حاصل کنم که ثبت نامی که وی برای فیلم استفاده می کند مناسب است.
در طول کار در این پنج روز هفته ، دیدم که بیشتر از طریق ASL بیان شده است. من دیدم که چگونه او از این احساسات بیشتر بهره می برد. ASL فراتر از علائم دست است. این یک روش زندگی است و من می توانم بگویم که او چقدر فوق العاده ماهر بود. می گویم که از سطح اولیه ASL به سطح بسیار پیشرفته ای منتقل شده است.

ریز ، شما اشاره کردید که پنج روز در هفته با جرمی در ASL خود کار کنید ، آیا وقت اضافی را خارج از آن گذراندید؟

احمد: ما دوست شدیم. اگر مهمانی می گرفتم ، جرمی می آمد. اگر او با دوستان ملاقات می کرد ، مرا دعوت می کرد. وقتی جرمی ازدواج کرد ، من در عروسی او بودم. ما با کلاه ایمنی کر ناشنوایی بیرون رفتیم و فقط بیرون رفتن به طبیعت دوم تبدیل شد.

از ساخت این فیلم چه آموختید؟

احمد: من فکر می کنم ما بر یک شکاف کوچک بین فرهنگ شنوایی و ناشنوایان غلبه کرده ایم که غالباً اینقدر تفکیک شده است و این اشتباه شنیدن مردم است. آنها ناشنوایان را نادیده می گیرند ، به حاشیه می برند و سرکوب می کنند. ایجاد این ارتباط بسیار عالی بود. رابطه ما چیزی منحصر به فرد بود. چشمم را به غنای فرهنگ ناشنوایان باز کنید.

یادم می آید جرمی می گفت فیلم او را به شنوندگان متصل می کند. امیدوارم وقتی مردم فیلم را می بینند ، این زندگی را می بینند كه در غیر این صورت شاید از آن آگاه نباشند ، و این فرهنگ بسیار غنی است و چیزهای زیادی برای ارائه دارد.

برای هرکسی که به یادگیری زبان اشاره یا انگلیسی اشاره یا هر زبان اشاره ای فکر می کند ، این کار را انجام دهید زیرا این امر زندگی شما را با دوستی های جدید ، ارتباطات جدید و فرهنگ جدید غنی می کند.

آمادگی من برای این فیلم یک امتیاز بود ، آموزش داده نشد. این یک شادی بود و من را تغییر داد و زندگی من را غنی کرد. بنابراین ، اگر به یادگیری زبان اشاره فکر می کنید ، بپرید.



[ad_2]

منبع: yad-khabar.ir