نقد و بررسی Tragic Jungle: افسانه ای نفسانی و گرمسیری درباره مرگ و آرزو


در زیر هک ریتمیک قمه ، لکه های زیگزاگی روی درختان مانند زخم به نظر می رسند ، گوشت قرمز پوست پوست و چوب سفید و استخوانی خام را در معرض دید قرار می دهند. مردان چسبیده به تنه با بندهای طناب و گرفتگی خام هستند آدامس، جمع آوری شیره سفید روشن که از درختان جریان دارد تا به کاسنی جوشانده شود ، ماده ای لاستیکی که در سال 1920 برای ساخت آدامس استفاده می شد ، هنگامی که “جنگل غم انگیز” یولن اولایزولا گذاشته شد. این لاستیک دیگر از این طریق تولید نمی شود و هندوراس انگلیس ، جایی که داستان مخفی و مرموز آن اتفاق می افتد ، در سال 1971 به بلیز تبدیل شد ، اما مهم نیست که این وقایع چقدر گذشته است ، جریان های عجیب و آرام این درام غریب و غریب بیشتر به نظر می رسد هنوز قدیمی است – به اندازه خود جنگل کهن ، که بیش از هر شخصیت انسانی به عنوان قهرمان نفوذ ناپذیر و دانای کل فیلم عمل می کند.

اگنس (ایندیرا روبی آندروین) ، زن جوان انگلیسی زبان زیبا از بلیز ، برای فرار از ازدواج ناخواسته با یک صاحب زمین بی رحم انگلیس (دیل کارلی) ، به جنگل عزیمت کرده است. اما پس از کشته شدن همراهان وی ، توسط Jacinto (ماریانو تون ژول) ، یکی از باند شیکلروهای مکزیکی که از جنگل های بارانی مرزی بر روی این پروانه کار می کرد ، بیهوش شد. رهبر آنها ، اوسنسیو (گیلبرتو بارازا) ، ابتدا از اگنس محافظت و آشفتگی می کند و از لباس او می پذیرد که پرستاری است که ممکن است تمایل به تب و تاب بودن داشته باشد. اما به زودی نگاه آوزنسیو مانند مردان دیگر هوس انگیز می شود ، زیرا تبدیل خود اگنس از یک باکره آسیب پذیر به یک اغواگر خود انگیزه ، روایت ظریف فیلم را به روشهای غیرمنتظره و رنگی فوق العاده پیچیده می کند. او تا حدی زندانی آنها می شود ، تا حدی پاداش آنها ، و تا حدی همدست حیله گر ، احتمالاً شخصیتی اسطوره ای از افسانه مایاها در مورد كستابای ، یک شیطان پری دریایی مانند که مردان را به فنا آنها می کشاند.

سو mis تفاهم متقابل بین اسپانیایی ، انگلیسی و کریول (که توسط حامیان محلی انگلیسی صحبت می شود) به این معنی است که “جنگل غم انگیز” گفتگوی داخلی چندانی ندارد. اما این خیلی دور از سکوت نیست و فقط به این دلیل نیست که فریاد سربازان میمون و جیک جیک حشرات باعث می شود هوا تقریباً خفقاناً زنده باشد. همچنین به دلیل نمره فریبنده و منسجم الخاندرو اوتاولا که با کمال شروع آغاز می شود ، گویی که او در حال نواختن سازهای دست ساز بدون بداهه است ، قبل از اینکه به یک زمزمه برقی ناخوشایند و ناخوشایند برسد.

Jacinto پیشنهاد می کند که شعر شکسته صدا نیز وجود دارد ، که در غیر سکانس های مرموز از ارتباطات زن و مرد و زن و طبیعت صرف نظر می کند ، اینجا در یک اکوسیستم گرمسیری که از نظر انسانی سود چندانی ندارد. هنگامی که در یکی از برجسته ترین ، زیبا ترین و متراکم ترین ساخته های DP Sofía Oggione ، یکی از chicleros بدون آنقدر سر و صدا از نشیمنگاه خود به سمت مرگ فرضی او فرود می آید ، گویی جنگل او را به عنوان قربانی کردن یک خدای بی تفاوت قبول می کند. و هنگامی که اگنس به نوعی تجسم روح جنگل بارانی تبدیل می شود ، هر تجربه جدید مهلکی در رودخانه یا علیه پوست ماه یک درخت اتفاق می افتد ، گویی که این افراد جنگل ها و آب های این زیستگاه پنهان و ناآگاهانه را نیز ارائه می دهند.

تصحیح جنسیت زنانه و این تصور که زنی که از قدرت جذابیت خود برخوردار است (لبخند پنهانی اگنس وقتی متوجه یک نگاه شل دیگر متوجه او می شود) لزوما شیطانی یا مخرب است ، مانند بسیاری از فرهنگ های عامیانه ، بسیار پدرسالاری. اما چشم انداز اولایزولا چیزی جز حرکت دوربین توسط مردان (بسیاری از آنها غیرحرفه ای) ، بیرون زدگی های صخره ای روشن و زخم های نور آتش ، مانند درخشش صورت اگنس یا صاف بودن پوست او است. این به ترکیبی قدرتمند از افسانه رویایی با زندگی سکولار شبه مستند تبدیل می شود. عکاسی در نور کم با رعایت مجموعه ای از کاسنی و تشکیل رزین در آجرهای صمغ نرم یا نحوه ازدحام مورچه ها بر روی جسمی پوسیده ، نحوه سر خوردن تمساح های ضخیم در رودخانه های گل آلود یا نحوه اسب ، بسیار ماهرانه است ، اما گاهی کاملاً رویه ای است. یک اسب را می توان به یک قایق تنظیم کرد. از نظر سینمایی ، کاوشگران جنگل در دوران استعمار معمولاً در جستجوی طلا و شهرت بودند. در اینجا همه چیز آدامس و پیوند سخت است.

این داستانی آرام و گیرا است که احساس احتیاط می کند و اما اخلاقیات را به راحتی درک نمی کند ، شاید به این دلیل که عدالتی که اجرا می کند در مقیاس زمانی بسیار طولانی تر از بشریت ترسیم شده است. افراد بد فرار می کنند انسانهای خوب می میرند این فیلم ، مانند جنگل ، به آن تفاوتهای انسانی بی علاقه به نظر می رسد. در اینجا فقط کسانی هستند که می فهمند “جنگل چیزهای زیادی به تو می دهد ، اما خیلی هم طول می کشد” و کسانی که سعی می کنند بیش از آنچه که حاضر است بدهند. این حس عقل مرموز و عجیب و غریب ، که هزاران سال توسط چرخه های وسیع رشد و پوسیدگی طبیعت حمل می شود ، باعث می شود تا بینایی مورب Olayzola به ویژه فریبنده باشد: فاجعه ای که برای افرادی رخ می دهد که به این محیط وحشی و باستانی احترام نمی گذارند زیرا جنگل بی رحمانه است. اما چون او صبور است




منبع: yad-khabar.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>