نقد و بررسی “عشق ، عروسی و سایر بلایا”


عنصر اصلی “عشق ، عروسی و سایر بلایا” داستانی جذاب و دلنشین در مورد عاشقانه باورنکردنی پاییز بین یک رستوران دار فوق العاده طلبکارانه است که توسط جرمی آیرونز کاملاً رأی داده شده و روحیه آزاد و مناسب بینایی و کم بینایی (با درآمد زیاد دایان کیتون) که موفق به یافتن آن می شود قلب گرم زیر رفتار خنک کننده اش. متأسفانه – واقعاً غم انگیز – این داستان جذاب فقط در هنگام دیدار مجدد تصادفی دنیس دوگان ، فیلمنامه نویس ، کارگردان ، از خطوط داستانی کاملاً در هم تنیده ای که به غیر از صحنه هایی با بازی کیتون و آیرونز ، دامنه موارد غیرقابل پیش بینی را کنترل می کنند ، مورد توجه قرار می گیرد. قابل پیش بینی تا خیلی مسخره

به عبارت دیگر ، اگر “عشق ، در واقع” در واقع همانقدر بد بود که بلند بلندترین بدخواهانش مدتها اصرار داشتند ، به نظر می رسید و به نظر می رسید بسیار شبیه به این اشتباه باشد.

بیشتر رویدادها به روشهای مختلف توسط عروسی آینده کاندیدای شهردار بوستون (دنیس استاروسلسکی) هدایت می شود ، که نگران چهره عمومی خود و نامزد بسیار لجام گسیخته خود (کارولین پورتو) است. اما این شخصیت ها در پس زمینه محو می شوند – تا حدی که بیشتر از یک حواس پرتی به نظر می رسند – در حالی که Dugan در میان فیلم های فرعی که از جمله چیزهای دیگر ، روی یک راکر نوار (دیگو بونتا) است که با اکراه میزبان یک کنسرت است ، عقب و جلو می رود. برای عروسی فوق الذکر؛ برادر بدبخت شهردار (اندی گلدنبرگ) ، که به معنای واقعی کلمه در حالی که برای شرکت در یک برنامه تلویزیونی واقعیت رقابتی برای پرداخت بدهی های خود در قمار بازی می کرد ، به یک زن استریپی روسی (ملیندا هیل) زنجیر شده است. یک راهنمای تور Duck Boat (اندرو لیسانس) که عاشق یک زیبایی دست نیافتنی می شود و هنگامی که او را تعقیب می کند به یک مشهور کوچک رسانه تبدیل می شود. و یک برنامه ریز عروسی تازه کار (مگی گریس) که عروسک هوشیار Thrasher را در دقایق آغازین پخش فیلم ظاهراً ناخوشایند برنده می شود ، وقتی که در یک جدایی بسیار عمومی با دوست پسرش به طور اتفاقی با چتر نجات به یک عروسی در فضای باز می رود.

در برابر این صدا و خشم غم انگیز ، آیرونز به عنوان لارنس ، بیوه خودکامه و کیتون در نقش سارا ، بانوی نابغه ای که به عنوان “قرار ملاقات کور” خود خلق شد ، یادداشت های خوشامدگویی ارائه می دهند (حتی در اینجا ، افسوس ، لمس نویسنده و کارگردان Dugan به طور محسوسی سنگین است). این که آیا شخصیت های آنها در اولین ملاقات ناخوشایند هیجان زده می شوند (“آیا شما زیبا هستید؟” “نه ، من باستان هستم!”) یا فقط به عنوان یک دوست از یکدیگر لذت ببرید ، زیرا آنها به تدریج عاشق می شوند ، این حرفه ای های برنده اسکار به نظر می رسد که آنها بسیار عالی هستند و شما نمی توانید تعجب کنید که چرا هیچ کس فکر نکرده است که آنها را به عنوان یک زن و شوهر بسازد.

و اعتبار به کیتون برای تحویل عالی او در مورد آنچه که ، به جهنم با ستایش کمرنگ ، خنده دارترین خط فیلم است. وقتی سارا متوجه می شود که لورنس صبح بعد از اولین برخورد نزدیک آنها چه چیزی را ترک کرده است ، آه می کشد ، “توجه داشته باشید! توجه داشته باشید! من عاشق احمق ترین مرد تاریخ شدم! “

امروز درباره چگونگی “مناسب برای پخش جریانی” این یا آن فیلم مطالب زیادی خوانده اید. . در بخشهایی که به طرز دردناکی جذاب نیستند (از جمله لحظاتی که خود دوگان را به عنوان مجری معتبر برنامه نشان می دهد) ، یا به طور آزار دهنده صاف هستند. و به خاطر داشته باشید: مروری از شخصی بخوانید که اذعان می کند (البته نه در شرکت مودبانه) دوست دارد “کودک مشکل” دوگان را که بسیار تحقیرآمیز است ، اولین کارگردانی سال 1990 دوست دارد ، و بخندد که در دوره های مختلف همکاری خود بخندد با آدام سندلر (“Big Daddy” ، “Grown Ups” و …) ، اما این بار Dugan بیش از حد تلاش می کند و حتی بدتر ، بسیاری از بازیگران خود را ترغیب می کند تا همین کار را انجام دهند. تلاش نشان می دهد.




منبع: yad-khabar.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>