مرور “روزی روزگاری در ونزوئلا”: یک نظر سنجی از جامعه مجلسی


با لرزیدن بر روی آبهای پاشیده دریاچه ماراکائیبو در گوشه شمال شرقی ونزوئلا ، رو به روی دریای کارائیب ، دهکده کوچک کنگو میرادور همانقدر دور از دسترس است که آرام است ، اما تنها احمقانه ترین کوله پشتی هایی است که عبور می کنند آن را ایده آل توصیف می کند. فقیر و به طور فزاینده ای خالی از سکنه ، زیرا این روستا بار اقتصادی درگیری های سیاسی در کشور را به دوش می کشد ، این روستا تقریباً به معنای واقعی کلمه در آستانه لغزش در گل و لای است: آلودگی آب و رسوبگذاری حاصل از حفاری نفت در نزدیکی صنعت ماهیگیری محلی را خفه کرده است زیرا خانه های متوسط ​​زندگی می کنند شناور ماندن. برای چندین سال ، مستند ابتدایی Anabel Rodriguez Rios ، روزی روزگاری در ونزوئلا ، بی سر و صدا شاهد به زانو درآوردن کنگو میرادور ، با جلوه ای تدریجی قدرتمند و خشمگین بود.

با این حال این یک کار ناسازگاری دلهره آور نیست: این فیلم هم مقاومت جامعه و هم فساد نهادی را به تصویر می کشد. اولین ورود چشمگیر رودریگز ریوس به فیلم های غیر بلند پس از اولین نمایش در مسابقه مستند جهانی ساندنس ، مسافت قابل توجهی را در زنجیره جشنواره های مجازی بدست آورد و به عنوان اسکار رسمی بین المللی ونزوئلا انتخاب شد. این سرویس پخش جریانی جدید ، Topic ، اخیراً حقوق پخش فیلم آمریکای شمالی را به دست آورده است ، که به درستی قابل دسترسی بودن از لحاظ احساسی و جلای فنی محدودش است.

برخی از بینندگان ممکن است بخواهند با آخرین عناوین ونزوئلا قبل از غواصی سر و کار داشته باشند: به راحتی و بدون داشتن کارت های عنوان و سر صحبت کردن ، “روزی روزگاری در ونزوئلا” می پذیرد که مخاطبانش از قطب سیاسی این کشور آگاهی دارند مشکلات اقتصادی و اقتصادی پس از مرگ رئیس جمهور سوسیالیست هوگو چاوز در سال 2013. هنوز هم از نظر مشخصات کافی است که مطالعه جوامع روستایی مورد غفلت حاکمان از مرزها طنین انداز خواهد شد. اگرچه انتقاد فیلم از رژیم سیاسی فعلی ونزوئلا ضمنی است ، اما دیدگاه آن یک طرفه نیست: رودریگز ریوس آن را به طور مساوی بین دو زن میرادور کنگوئی در انتهای مخالف شکاف سیاسی ملی تقسیم می کند.

خانم تامارا ، یک زن میانسال ، یک تاجر محلی ترسناک و عاشق آزار دهنده چاوز است تا حدی که قبل از ورود به خانه بازدید کنندگان را مجبور می کند مجسمه رئیس جمهور فقید را لمس کنند. با ادعاهای فساد و سو mis مدیریت علیه دولت او. با این حال ، معلم جوان اهل روستای ناتالی یکی از طرفداران سرسخت مخالفان است که در انتقاد از دولت صریح است. با نزدیک شدن به انتخابات سراسری سال 2018 ، این دو زن شاخ های قفل را بسته اند. خانم تامارا به رشوه دادن به روستاییان برای رای دادن به مادورو فکر نمی کند ، در حالی که تلاش می کند با نگه داشتن بازرسان مدارس از چاویستا ، ناتالی را از کار خارج کند.

رودریگز دیوس و فیلمبردار جان مارکز که اغلب اوقات در معرض نور خورشید قرار دارد ، زمان و دقت زیادی صرف می کنند تا با آرامش روال و آداب و رسوم افرادی را که تمام تلاش خود را برای زندگی در مقابل ویرانه ها انجام می دهند ، رعایت کنند: ماهی هایی هستند که نیاز به قبل از اینکه تعداد زیادی از ساکنان تصمیم بگیرند وسایل خود را ببندند و در مراتع جدید (یا آب) شناور شوند ، باید روده گرفته شوند ، درسهای مدرسه باید آموخته شود و مسابقات زیبایی جوانان برگزار شود.

زیرا درگیری بین خانم تامارا و ناتالی هر چقدر هم پرشور باشد ، باز هم برای روح یک جامعه در حال مرگ مبارزه است. میرادور کنگو که خانه چندین صد خانوار بود ، به 30 خانواده تبدیل شده است ، قربانیان جابجایی جمعیت که تا زمانی که آلودگی محیط زیست در این منطقه کاهش یابد ، جبران نخواهد شد. خواهش های خانم تامارا از دولت کاراکاس برای پاسخ به این وضعیت به همان اندازه بلند و قدرتمند در حوضچه کوچک و کدر خودش ، یا با سکوت روبرو می شود یا با مزخرفات. در صحنه ای آشکار که همدردی با این زن شلاق و نسبتاً بسته را جلب می کند ، دوربین او را به ملاقات امیدوار کننده ای که با فرماندار پایتخت ترتیب داده می شود ، فقط برای تماشای او دنبال می کند ، اما تقریباً هیچ توجهی به او نمی کند و گفتگوها را می پذیرد. به اندازه جوش این مستند سنجیده و ساکت نزدیک است. درخشش های بی خانمان از زندگی و امید در حال نزدیک شدن به خانه هستند – حداقل برای مدت محدودی که میگوید میگو کنگو در هیچ کسی خانه نشود.




منبع: yad-khabar.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>