مروری بر داستان عشق روانگردان من: تیموتی لیری در حال فرار در دهه 70 ، به عنوان سوسیالیست مورد علاقه خود می گوید


تیموتی لیری ، استاد راک استار عرفان اسیدی دهه 60 ، لبخند زد که در مورد او چیزهای زیادی گفت. او کاملا خوش تیپ بود ، با آن یال موهای تیره نقره ای ، چانه ای بیرون زده و چشمان ایرلندی ، که لبخند براق بر دندانهایش داشت. او شبیه برادر کندی بود که هرگز گوروی ضد فرهنگ نبوده و بتواند به عنوان یک سیاستمدار دو برابر شود. لبخند بخشی از چیزی است که لیری را به یک Pied Piper موثر تبدیل کرده است. به نظر می رسید که او همیشه می گفت ، “من مغزم را خاموش می کنم و وقت زندگی ام را می گذرانم!” آن روشن و خاموش شد (برای دوربین ها همیشه روشن بود) و راهی برای درخشش داشت که کمی بیش از حد ناپسند ، a la Liberas بود. لیری مرتباً در مورد چگونگی آزاد کردن LSD از همه صحبت می کرد ، اما به نظر می رسید که او ذینفع اصلی همه احساسات خوب است.

فیلم جدید ارول موریس ، داستان عشق روانگردان من (که امشب در طول نمایش به نمایش درآمد) ، داستان یک داستان عاشقانه کنجکاو را روایت می کند که در دهه 1970 ، زمانی که دوران اوج او به عنوان یک چهره مشهور در فرهنگ جوانی بود ، در اوج بود. در حال حاضر پشت سر او بود ، اما غم و اندوه او در جلو و مرکز باقی ماند. رئیس جمهور نیکسون روی فرهنگ مواد مخدر تمرکز داشت (این همه مربوط به جنگ او با جنایت بود) ، و لیری هنوز پسر پیر برای پوسترها بود تا تجربه مواد مخدر با قابلیت اطمینان بالا را تزریق کند. در نتیجه وی به عنوان یک جنایتکار مورد هدف قرار گرفت. او وارد زندان و خارج از زندان شد و در اوایل سال 1973 ، در پی درخواست پناهندگی در خارج از کشور ، در پایان از لوزان به وین به بیروت به کابل پرید ، همه در تلاش برای فرار از مقامات آمریکایی بود.

پیوستن به او در این سفر دوست بسیار کوچکتری بود که چند هفته قبل با او ملاقات کرده بود ، جوآنا هارکورت اسمیت (او 52 ساله بود ، 27 ساله بود) ، سوسیالیست انگلیسی متولد سوئیس که رابطه اش با لیری – او عاشق او بود ، او را می پرستید و خود را وقف او می کرد – او به طور معمولی به یاد می آورد ، در حالی که روی یک اسلحه شورشی بود ، اسلحه ای که بین جویس مینارد و جی جی سلینجر بود. هارکورت اسمیت ، که فقط یک ماه پیش ، در سن 74 سالگی درگذشت ، شخصیت اصلی – در واقع ، تنها چهره مصاحبه شده – در مستند موریس است. فیلم است او داستان عاشقانه روانگردان به گفته وی ، او و لیری “مانند ستاره های تیرانداز در سراسر اروپا ، هر روز اسید می گرفتند” سفر کردند ، و فیلم داستان این سفر را روایت می کند ، که او آن را به عنوان یک نسخه رسوا از 70s به یک غریبه از داستان ، پایین – سوراخ خرگوش ادیسه ارائه می دهد .

موریس ، که صدایش را بطور دوره ای خارج از دوربین می شنویم ، با فیلم به عنوان یک تریلر واقعی با لمس سورئال پارانوئید رفتار می کند ، با این فرض که هارکورت اسمیت ممکن است یکی از کارخانه های CIA باشد. امتیاز موسیقی به طرز شومی مانند چیزی از یک فیلم Costa Gavras ضربان می زند و غوغا می کند. نوارهایی از یک حلقه تا حلقه مصاحبه با لیری وجود دارد که در آن به نظر می رسد که او رازآلود یک راز بزرگ را پنهان کرده است و به این واقعیت اشاره می کند که او با کمک اعضای Weather Underground از زندان فرار کرده است – که به نظر می رسد چشمگیر است ، با این تفاوت که ما هرگز حال او را نمی شنویم. اتفاق افتاده ارول موریس به عنوان یک مستندساز ، همیشه یک هنرمند تصویری منحصر به فرد بوده است (او چشم یک خالق درام باتجربه را دارد) ، و در “داستان عشق روانگردان من” مونتاژهای پاپ را ایجاد می کند که به نظر می رسد از “قاتلان طبیعی متولد شده” باشد و با اشاره های مختلف به فیلم اشاره می کند از آلیس در سرزمین عجایب دیزنی از سال 1951 گرفته تا مجموعه ای از تصاویر نمادین که مانند صفحه های کوچک ابریشم وارهول روی اسید جاذب چاپ شده اند ، همه برای ایجاد یک پوشش اسطوره ای برای داستانی که او می گوید.

اما داستانی که وی با آن این پوسته را پر می کند کاملاً پیش پا افتاده و از نظر پیشنهادهای سوخته او از دهه 70 ، عرفای ضد فرهنگ چندان طنین انداز نیست. وقتی یک مستند را تماشا می کنید ، بعضی از سرهای صحبت کننده بیشتر از دیگران دستگیر می شوند و جوآنا هارکورت اسمیت ، که مقابل دوربین موریس نشسته است ، به نظر می رسد مانند یک بازیکن پشتیبانی کننده در راس آن است. او بیشتر از پنج سال با لیری و در بین همسران چهارم و پنجم او بوده است و داستان او مطمئناً فیلم ارزشمندی به نظر می رسد اما او یک رابط جذاب نیست.

او با لهجه ای کاملاً آگاهانه و جدی اروپایی صحبت می کند که باعث می شود صدایی مانند خواهر دیوان سالار نیکو داشته باشد. و اگرچه او با بسیاری از آویزها به نزد یک فرد مشهور فرار کرده است ، مانند یکی از آشنایان کیت ریچاردز ، که ادعا می کند موضوع “Tumbling Dice” است ، او مانند پتی هرست چهره جذابی نیست و از افرادی نیست که لنز دوربین را روشن می کند. . او راهی برای رد نام یک سوسیالیست دارد (“ما با این دوست من ، دایان فون فورستنبرگ ماندیم” ، “عدنان هاشوگی برخی از ویژگی ها را به من داد”) ، و در فیلم ها و عکس هایی که از سال 1973 و 74 می بینیم ، او به طور جدی فریبنده ظاهر می شود. یک زن جوان با ابروهای تیره جدی که به تنهایی ، به طور خارق العاده ای “ساده لوح” بود.

به نظر می رسد هاركورت اسمیت پس از مجذوب شدن در مینی سریال مستند 2017 Pelin در Netflix كه با LSD و سو abuse استفاده از دولت در دهه 1950 سروكار دارد ، با موریس تماس گرفته است. این فیلم براساس خاطرات او “Tripping the Bardo with Timothy Leary: My Psychedelic Love Story” (منتشر شده در سال 2013) ساخته شده است و شرح می دهد که چگونه او برای مدت کوتاهی از معشوق لیری به دوستش رفت ، در پایان ، واسطه ، واسطه در ارتباط بین لیری و FBI.

با این حال دلیل اینکه هیچکدام از اینها به اندازه نصف فیلم جالب نیست این است که خود لیری در این مرحله به یک سخنران نسبتاً زننده برای نسلها تبدیل شده بود. در آغاز فیلم سیاه و سفید او را از دهه 60 مشاهده می کنیم و می گوید: “ما به مردم می آموزیم که چگونه از سر خود استفاده کنند. نکته این است که ، برای استفاده از سر خود باید از ذهن خود خارج شوید. “این یک ایده جسورانه بود و باقی مانده است ؛ این ایده که LSD می تواند نوعی درمان متافیزیکی را فراهم کند که به شما امکان می دهد به خارج از خود سفر کنید و سپس برگردید از اعتبار بالایی برخوردار است که اکنون بسیاری از روانپزشکان به آن اعتقاد دارند. لیری بینایی بود اما در اواسط دهه 1970 ، هنگامی که او به روش باز کردن آبجو توسط اکثر مردم اسید ترشح می کرد ، او بیشتر شبیه یک معتاد به مواد مخدر و یک فرصت طلب بود ، نه به ذکر یک آکوردو پیر که او در یک قناری پورشه زرد قدم می زد.

تنها نقطه عطف واقعی در داستان عشق روانگردان من در پایان است ، زمانی که هارکورت اسمیت ، برای کمک به لیری ، موافقت می کند که یک سیم حمل کند و به معاملات جعلی مواد مخدر بپردازد تا وکلای مختلف ضد فرهنگ را جذب کند. – و خود لیری برای بیرون آمدن از زندان افشاگر شد و دوستانش مثل آلن گینزبرگ را عصبانی کرد. هارکورت اسمیت به ما می گوید که چرا این کار را کرد و این باعث وحشت است: دولت او را به بی پروا ترین شکل تهدید کرد. داستان تیموتی لیری در ماجرای بزرگتر نحوه استفاده از مواد مخدر از بسیاری جهات در آمریکا بیش از حد جرم شناخته می شود. (افرادی هستند که برای کشیدن مفصل به زندان رفته اند. اما اگر هرکسی که یک بار در مفصل سیگار می کشید اکنون در زندان است … خوب ، می بینید که کجا می رود.) اما لیری ، مانند یک بنده LSD ، به عنوان یک قربانی و استثمار کننده شکوه و جلال خود منحل شد. جوآن هاركورت اسمیت ، مملو از عرفان او ، شاید تصور می كرد كه او در طی قرن ها در داستان عشق و انقلاب حبس شده است ، اما از بسیاری جهات او برای سفر مناسب بود.




منبع: yad-khabar.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>