ماریا آلوارس سه گانه هنر و پیری را با “بستن” کامل می کند


بعد از “Las Cinéphilas” برای زنان بازنشسته ای که هر روز به سینما می روند و “Le Temps Perdu” امسال که به تازگی در مسابقات مستند بلند IDFA به نمایش جهانی افتاد ، ماریا آلوارس کارگردان آرژانتینی در حال کار بر روی قسمت سوم این فیلم است سه گانه ای بر روی افراد مسن متمرکز شده است.

در فیلم “بستن” (“لاس سیرکاناس”) ، که در آن او دوباره با تهیه کننده تیرسو دیاز-جارس ملاقات خواهد کرد ، او خواهران کاوالینی را متمرکز خواهد کرد: دوقلوهای یکسان که در حال حاضر نود ساله هستند. او اذعان می کند که سه گانه دقیقاً برنامه ریزی نشده بود. آلوارز می گوید: “من یک فیلم خارق العاده درباره خودم و خواهرم نوشتم.” تنوع. “روزی متوجه این دو خانم شدم. ماهها دوباره آنها را دیدم. من فهمیدم که آنها دوقلو هستند و به دلیل تصمیمشان برای اجرای با هم به عنوان پیانیست ، هرگز ازدواج نکرده اند و بچه دار نشده اند. آنها با پیانوی خود در یک آپارتمان کوچک در بوینس آیرس زندگی می کردند و من فهمیدم که واقعیت فراتر از داستان است. “

آلوارز با مقایسه پروژه بعدی خود با باغهای خاکستری تحسین برادران مایسل در سال 1975 ، مطالعه عمه عجیب و غریب جکی کندی که تنها با دخترش در یک عمارت در حال خراب شدن در نیویورک زندگی می کند ، آن را یک رابطه صمیمی می نامد که واقعاً به معنای داشتن خواهر می پردازد. “یکی از آنها می خواست بازیگر شود ، نه پیانیست ، اما او سازش کرد و سعی کرد بفهمد چگونه با هم بمانیم. این نوع رابطه واقعاً می تواند شما را شکل دهد. “

به عنوان کارگردان ، آلوارز برای تصادف و تصادف باز است – در واقع ، یکی از موضوعات “Las Cinéphilas” او را به باشگاه کتاب نشان داده شده در “Le Temps Perdu” معرفی کرد ، که از سال 2001 در یک میله کوچک برای خواندن رمان حماسی مارسل دیدار می کند پروست “در جستجوی زمان از دست رفته”. “وقتی او این موضوع را به من گفت ، من گفتم:” هیچ ارتباطی با سینما ندارد ، اما بیایید نگاهی بیندازیم. “او بلافاصله قلاب شد. وی یادآوری می کند: “هر آنچه در اولین ملاقات گفتند در فیلم پایان یافت.” “آنها در مورد گذشت زمان صحبت می کردند و من در مورد آن آرام بودم. آنها هیچ توجهی به دوربین نکردند و من یاد گرفتم که دخالت نکنم. من فقط می خواستم به آنها شلیک کنم. “


با مجوز از IDFA

علاقه آنها به کتاب پروست به حدی مسری بود که آلوارز نیز شروع به خواندن آن کرد ، و او از اینکه این افراد می توانند کل قسمت ها را بخاطر بسپارند و از شخصیت های پروست شایعه بپردازند مانند اینکه آنها دوستانشان هستند متعجب شد. اما برخلاف اکثر باشگاه های کتاب ، آنها عجله ندارند که به چیز جدیدی بپردازند – پس از 20 سال ، آنها هنوز هر گونه پیشنهاد مبنی بر اینکه هر چیز دیگری را امتحان می کنند رد می کنند. کارگردان می خندد: “آنها نمی خواهند کتاب دیگری بخوانند!”

“وقتی آنها در مورد مرگ آلبرتین صحبت می کنند [who appears in several volumes of the seven-part novel]، آنها به شدت تحت تأثیر قرار گرفته اند. یکی از آنها می گوید: “من احساس می کنم او را می شناسم و پروست هم فقط او را کشته است!” از 3000 صفحه رمان ، شاید هفت صفحه مخفیانه وارد فیلم شده اند. قسمتهایی وجود دارد که فقط خسته کننده هستند و آنها در واقع آن را اعتراف می کنند ، اما این کاری است که پروست انجام می دهد. رمان های او طبیعی نیستند و جمله آخر شما را به همان ابتدا برمی گرداند. مثل یک دایره از زندگی است. “

آلوارس خوشحال است که جامعه ای را نشان می دهد که طی سالها شکل گرفته است و اعضای آن به زندگی معمول خود پناه می برند. اما با همه گیری که به جلسات آنها پایان یافت ، چیز دیگری تغییر کرد ، زیرا آنها مجبور شدند از نوار مورد علاقه خود خداحافظی کنند.

او می گوید: “دیگر وجود ندارد.” “آنها شروع به جستجوی مکان دیگری کردند ، اما این آسان نیست – آنها در واقع چیزی سفارش نمی دهند و ساعت ها آنجا می نشینند. آنها هنوز به دنبال مکان بودند که همه گیر آغاز شد. به پایان رساندن فیلم بسیار تکان دهنده بود و سپس نوار از بین رفت و آنها با هم دیدار نمی کنند. این عنوان ، [which translates as] “زمان از دست رفته” معنای کاملاً متفاوتی پیدا کرد. “

وی می افزاید: “اما پس از آن ،” این چیزی است که می خواستم در فیلم به آن فکر کنم: مفهوم زمان. این افراد ، آنها بسیار تجربه کرده اند. آنها دهه هشتاد هستند ، به سختی می توانند راه بروند ، اما این کتاب مکانی برای بازگشت است. آنها می گویند هر وقت آن را می خوانید فرق می کنید ، بنابراین کتاب متفاوت است. می دانید که پروست آنجا منتظر است. این به شما کمک می کند جهان را متفاوت ببینید. “

او فکر کرد این احساس پاک شده است. “هر وقت برای ویرایش فیلم می نشستم ، احساس شادی ، آرامش می کردم ، احساس می کردم با هنر ، ادبیات و خودم ارتباط دارم. خیلی خندیدم ، امیدوارم که بخشی از آن به دست مخاطب برسد. فیلمبرداری آنها یک هدیه بود. بعد از ساخت این فیلم ها ، فکر می کنم چه خانواده ای داشته باشید و چه نباشید ، زندگی شما با رسیدن به سن آنها تغییر خواهد کرد. شما باید کنجکاوی خود را زنده نگه دارید – این یک تمرین است. همه آنها بسیار کنجکاو هستند ، بنابراین در این فیلم شرکت کردند. آنها گفتند: “چرا که نه؟ بیایید چیز جدیدی را در 80 امتحان کنیم! “




منبع: yad-khabar.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>