[ad_1]

تینا ترنر در خاطرات جدید خود ، “خوشبختی می شود: راهنمای تغییر زندگی شما برای بهترها” ، معنویت و شیوه های بودایی خود و چگونگی کمک به او را برای غلبه بر ضرر ، منفی و خشونت خانگی بررسی می کند.

تنوع قبل از انتشار کتاب در اول دسامبر ، با نماد موسیقی 81 ساله که در سوئیس زندگی می کند ، ارتباط برقرار کرد.

اول از همه ، چگونه می توانید در طی یک بیماری همه گیر کنار بیایید. آیا در مورد این زمان برای خوانندگان پیامی دارید؟

این برای من یک چالش بود. سن و سلامتی من ایجاب می کند که نزدیک خانه باشم. اما این در مقایسه با سختی این دوره برای بسیاری از افرادی که عزیزان خود را از دست داده اند یا از این بیماری رنج می برند و حتی بیشتر از این که معیشت خود را از دست داده اند ، چیزی نیست. قلب من برای آنها است. این چیزی است که می خواهم به همه بگویم: من از زندگی خودم می دانم که در حالی که سختی هایی را تجربه می کنم ، ممکن است احساس کنیم انگار در یک زمستان بی پایان مانده ایم و ممکن است هرگز بهار نیاید. اما من همچنین می دانم که وقتی امید را به جای ناامیدی انتخاب می کنیم ، بدون توجه به آنچه در اطرافمان اتفاق می افتد ، می توانیم آرامش پیدا کنیم. همانطور که بهار اجتناب ناپذیر است ، من معتقدم که این پایان این همه گیری است. من همچنین معتقدم که این بحران می تواند یادآوری برای ارزیابی گنجینه زندگی روزمره باشد. من برای سلامتی خانواده ، دوستان ، طرفداران و همه بشریت دعا می کنم و خوشحالم که وقتی از این مصیبت بیرون آمدیم ، دوباره همه شما را می بینم.

“تینا – موزیکال تنظیم کننده تینا” سال گذشته در برادوی افتتاح شد. احساس تماشای داستان شما در یک تئاتر زنده چه حسی داشت؟

من هر دقیقه اش را دوست دارم. من هنوز به فکر صحنه افتتاحیه سریال هستم که من را به عنوان یک دختربچه نشان می دهد که در مزارع پنبه زادگاهم در نوتبوش ، تنسی کار می کنم و اینکه چقدر از جایی که الان هستم فاصله دارم. من هرگز فکر نمی کردم کسی را پیدا کنم که بتواند به من اعتماد کند تا به درستی روی صحنه من را به تصویر بکشد ، اما پس از آن آدرین وارن آمد.

خوشحالم که این زن جوان با استعداد درخشان که داستان من در برادوی را برجسته کرد و برای آن نامزدی تونی را از آن خود کرد ، اکنون صدای کتاب من را در کتاب صوتی خوشبختی برای شما می شنود.

آیا هرگز می خواهید به اجرا ادامه دهید؟

آسان نیست! خوشحالم که الان دیگران را می بینند که خودشان را نشان می دهند. برای همه چیز زمان و مکان وجود دارد و این زمان فوق العاده من برای بازنشستگی است. من آن را با هیچ چیز عوض نمی کنم.

بنابراین ، هیچ پروژه موسیقی جدیدی از Tina Turner بازنشسته نشده است؟

خوب ، اوایل سال جاری کیگو یک ریمیکس عالی از آهنگ من “What Love Got to Do With It” انجام داد ، که آن را به یک محبوبیت جهانی تبدیل کرد. و همانطور که در “خوشبختی برای شما اتفاق می افتد” بحث کردم ، من به کار خود با آلبوم های بین مذهبی “فراتر از موسیقی” ، که در دوران بازنشستگی با آنها فعال بودم ، افتخار می کنم.

شما با صحبت در مورد رابطه خشونت آمیزی که برای شما زنده مانده است به بسیاری از افراد کمک کرده اید. اینکه بدانید به دیگران کمک کرده اید یعنی چه؟

من عمیقا خوشحالم که می دانم داستان من الهام بخش بسیاری از مردم بوده است. اگر من می توانم به دیگران کمک کنم تا به توانایی های بالقوه خود پی ببرند ، یا روش روشنی برای دیدن خود پیدا کنند ، یا به طریقی دیگر به مردم کمک کنم حتی کمی شادتر شوند ، در این صورت من در هدف زندگی ام موفق شده ام.

در این کتاب شما درباره ننگ بهداشت روان صحبت می کنید و اینکه مردم باید از نظر روحی و جسمی از خود مراقبت کنند. برای پاک کردن این ننگ چه کاری می توانیم انجام دهیم؟

من فکر می کنم مردم با همان اهمیت فکر کردن که ما در سطح جسمی از خود مراقبت می کنیم ، با اهمیت مراقبت از خود و روحیه بیدار می شوند. به نظر می رسد عقل سلیم است ، نه؟ متأسفانه ، غالباً چنین نیست. همه افراد باید از سلامت روانی خوبی برخوردار باشند تا زندگی شادی داشته باشند.

به نظر می رسد عقل سلیم است ، نه؟ متأسفانه ، غالباً چنین نیست. همه افراد باید از سلامت روانی خوبی برخوردار باشند تا زندگی شادی داشته باشند. و اگر همه سعی داشتند در مورد وضعیت روحی خود معتبرتر باشند ، در صورت نارضایتی به روی دیگران باز شوند و در هنگام رنج نیز از آنها کمک بگیرند ، من فکر می کنم این یک شبه لکه ها را پاک می کند. دنیا نیز برای او مکان بسیار روشن تری خواهد بود.

کتاب جدید شما “خوشبختی برای شما اتفاق می افتد” تسکین دهنده ، آرام و قابل تأمل است. در کتاب ، شما می گویید که سازماندهی تحقیقات معنوی از این قبیل ، آرزوی شما برای دهه ها بوده است ، اما مانع این کار شده اید. چگونه به این مرحله رسیدید که برای شما راحت باشد این را با دنیا به اشتراک بگذارید؟

نوشتن این داستان برای مدت طولانی یک رویا بوده است ، اما زمان قبل از آن احساس خوبی نداشت. می خواستم صبر کنم تا وقتی فهمیدم که حرفهای خیلی مهمی برای گفتن دارم ، می فهمم چگونه با ارزش ترین دیدگاه ها را ارائه دهم. اکنون که بسیاری از افراد در این دوران دشوار به تشویق نیاز دارند ، من بسیار خوشحالم که می توانم این کتاب را برای کمک به بالا بردن و الهام بخشیدن به هر کسی که آن را می خواند ، ارائه دهم.

در یک قسمت دیگر از کتاب ، خوانندگان را تشویق می کنید تا برای زندگی خود رسالتی ایجاد کنند. آیا به خاطر می آورید که برای اولین بار برای زندگی خود در این مورد چه تصمیمی گرفتید؟ آیا از آن زمان جدید ایجاد کرده اید؟

بله ، هنگامی که برای اولین بار پس از ترک اولین ازدواج اجباری تنها شدم ، در کنار دوستان عزیزم آنا و وین شورتر اقامت داشتم. سپس به من پیشنهاد شد تا برای خودم مأموریتی ایجاد کنم ، به عنوان راهنما به من کمک کند تا بفهمم دقیقاً چه می خواهم و در زندگی مستقل جدید خود به کجا می خواهم بروم. این توصیه بسیار مفیدی بود و فکر می کنم این یک نکته مثبت برای مردم باشد. زیرا تا زمانی که نتوانید آنچه را که می خواهید در زندگی تنظیم کنید ، شروع کار مورد نیاز برای دستیابی به آن دشوار است.
البته با گذشت زمان ، مواردی که در زندگی می خواهیم تغییر می کند ، اهداف و خواسته های ما نیز تغییر می کند ، بنابراین می توانید با رشد خود آن را به روز کنید. هنگام ایجاد یک ماموریت برای زندگی خود ، می تواند تفاوت زیادی بین واقعیت و رویاهای شما وجود داشته باشد ، و این خوب است. فکر می کنم اینطور باشد. این بدان معنی است که شما به دنبال پیشرفت هستید. به رویا ادامه دهید ، به رشد خود ادامه دهید و هرگز دست از خود و آرزوهای خود بر ندارید.

شما همچنین می گویید: “همانطور که هر روز احیا می شدم ، وضعیت زندگی من بهبود می یافت و در درون خودم حتی به یک گام به جلو حرکت می کردم.” این روند تجدید هر روز چیست؟ روز خود را چگونه شروع می کنید؟

برای من ، منبع اصلی احیای من هر روز شعار Nam-myoho-renge-kyo است. این موثرترین راه برای بالا بردن روحیه و یافتن وضوح است. به این ترتیب خرد ذاتی خود را بیدار می کنم و انرژی خود را جرقه می زنم. در بیشتر از پنجاه سال گذشته آواز ، روشی است که صبح هایم را شروع کردم. بنابراین ، به اصطلاح ، من با جهان همگام هستم و این به من کمک می کند تا تصمیمات درستی بگیرم و از زندگی ام لذت ببرم.

به نظر می رسد که شما اکنون کاملاً در صلح هستید و عملکرد بودایی شما در این امر به شما کمک کرده است. شما در کتاب درباره صداهای منفی ذهن خود صحبت می کنید و آنها را غرق می کنید. این صداها چه بودند و آیا هرگز از پرداختن به آنها می ترسیدید؟

بله ، همانطور که در کتاب اشاره کردم ، چالش هایی که در زندگی با آنها روبرو هستیم غالباً از درون خود ما ناشی می شوند ، اما می توانند از درون نیز به وجود آیند. هنگامی که من جوان بودم ، اغلب صداهای منفی در ذهن من شنیده می شد ، که صدمات دوران کودکی من را تکرار می کرد ، که باعث خودباوری و احساس ارزشمندی من شد. این من را برای مدت طولانی در شرایط ناسالم گرفتار نگه داشت. نه تنها ترسناک بود بلکه سرانجام باعث شد سعی کنم جان خودم را بگیرم. اما بعداً ، وقتی اصول بودایی را آموختم و آنها را در اندیشه خود پذیرفتم ، توانستم قدرت این منفی را بدست آورم و از زندگی خود دفاع کنم. سرانجام ، من این منفی را برای همیشه ساکت کردم.



[ad_2]

منبع: yad-khabar.ir