[ad_1]

نویسنده آرژانتینی سزار ایرا مانند سایر نویسندگان کار نمی کند: بیشتر روزها ، طبق معمول ، ایرا در یک کافه در بوینس آیرس می نشیند و همان جا را که می خواست ادامه می دهد و به آنچه در اطرافش می بیند پاسخ می دهد. او یک سبک خودجوش است ، که به طور اتفاقی یا هر آنچه دیروز اتفاق افتاده است ، یا حتی با توجه به آنچه در تلویزیون تماشا کرده شکل گرفته است. ایرا توضیح داد: “اگر یک پرنده کوچک وارد کافه ای شود که من می نویسم – این یک بار اتفاق افتاده است – به آنچه می نویسم وارد می شود.”

وقتی ایرل را یادآوری کردم وقتی فیلم “بگذار همه حرف بزنند” ، فیلم اصلی HBO Now را تماشا کردم که در آن مریل استریپ در نقش نویسنده ای تحسین شده بازی می کند که برای تکمیل آخرین رمانش تلاش می کند. شخصیت او ، آلیس هیوز ، قبلاً دارای یک پولیتزر بوده و در آستانه دریافت جایزه معتبر (هر چند تخیلی) Footling در انگلستان است. او که قادر به پرواز نیست ، به مامور خود کارن (جما چان) می گوید تا عبور از اقیانوس اطلس از طریق Queen Mary 2 را هماهنگ کند. ، دوستان قدیمی سوزان (دایان ویست) و باربارا (کندیس برگن) را برای پشتیبانی دعوت می کند – و شاید حتی برخی از آشتی های متاخر.

به نظر می رسد آلیس مسدود شده است ، و با روش جدیدی برای ابراز عقاید در سرش دست و پنجه نرم می کند ، اما این روند او نیست که باید ما را در اینجا علاقه مند کند (جدا از یک یا دو نگاه کوتاه ، به سختی می توانیم ببینیم که آلیس قلم را روی کاغذ بگذارد). بلکه داستان ممکن است یک رویکرد کاملاً غیر متعارف توسط کارگردان استیون سودربرگ باشد: با اجازه دهید همه صحبت کنند ، دستیار ناآرام خلاقانه فیلمی درباره نویسندگان و نویسندگان ساخته است که تقریباً کل گفتگوها در آن بداهه است ، جایی که کمتر از دو هفته فیلمبرداری در محل عبور واقعی اقیانوس اطلس اتفاق افتاد و در آنجا اسباب بازی های دیجیتالی جدید به سودربرگ اجازه دادند با حداقل تجهیزات و خدمه کار کند.

مانند رمان های ایرا ، “بگذار همه صحبت کنند” از قبل برنامه ریزی نخواهد شد ، بلکه تصویری از این تجربه بی نظیر ، محدود – بلکه آزاد شده – از هر آنچه در کشتی گفته می شود یا ساخته شده است. (بگذارید همه ما از ستارگان خود تشکر کنیم که شیوع COVID-19 ، که چند ماه پیش به ویژه به کشتی های تفریحی برخورد کرد ، عاملی در تجربه آنها نبود. سودربرگ قبلاً این جعبه را با Contagion 2011 انتخاب کرده است) در طول الهامات ادبی ، یک تمرین مشابه یادآور جنبش اولیپو فرانسه است ، که در آن گروهی از نویسندگان قوانینی خودسرانه اختراع کردند ، مانند ساخت رمان بدون استفاده از حرف “E” برای تحریک خلاقیت آنها.

در مصاحبه ها ، بازیگران ادعا می کنند که فیلمنامه دبورا آیزنبرگ بیشتر یک نقشه است ، شخصیت ها را مشخص می کند و رئوس مطالب مختلفی از صحنه های کلیدی را نشان می دهد و گروه کامل آن را از آنجا برد. این یک روش ناقص برای ساختن فیلم است ، اما روشی که – حداقل در این مورد – نوعی گرما و خرد را القا کرده است که اگر در سناریوی متعارف ساخته شود ، ممکن است احساس وسوسه کننده یا جعلی باشد. (سپس دوباره ، استریپ ، ویست و برگین حرفه ای هستند و تصور اینکه اگر به آنها هدیه فیلمنامه داده شود ، بازی های غیرقابل قانع کننده ای را تصور می کنند دشوار است).

همانطور که همه از رابرت آلتمن گرفته تا جود آپاتوو تا برادران دوپلاس نشان داده اند ، برخی از بازیگران نسبت به دیگران به خواسته های بداهه نوازی بهتر پاسخ می دهند: این فراخوان اختراع می تواند فیلم را زنده کند ، اما همچنین می تواند نوعی فشار برای “روی” – به در حال حاضر چیزی به یادماندنی انجام دهید یا بگویید – و این بازیگران از نظر توانایی درخشش در خارج از کاف بسیار متغیر هستند. تماشای استریپ همیشه یک لذت است ، و شخصیت او آنقدر در ذهن خودش است که صدای کمی حواس پرت شده اش کاملاً باورپذیر به نظر می رسد ، ناشی از زنی است که به همه چیز فکر می کند.

در مقابل ، باربارا از برگین گاو نر مغازه چین است ، یک زن سخت طلاق در تگزاس که هنوز هم از آلیس ناراحت است زیرا شخصیتی را نوشت که فکر می کند براساس خودش است. او این کتاب را مقصر به هم ریختن ازدواج خود می داند و به نظر می رسد که به شوخی بیشتر از گذراندن وقت با دوست پسر قدیمی اش به گوش دادن به شوهران ثروتمند علاقه دارد. (مردانی که او به بازیگران دیگرش ضربه می زند یا سودربرگ او را نسبت به مسافران واقعی راحت کرده است؟) سوت نرم تر است و اتفاقاً در نقش یک واسطه بین دوستانی که 30 سال دیگر ندیده است. ما می بینیم که او به دفعاتی که با دوستانش ارتباط برقرار می کند به تنهایی در اتاقش می خواند. برای درک عمیق از ماهیت انسان نیازی نیست که نویسنده باشد و وقتی سوزان دهان خود را باز می کند ، به روانشناسی انسان نفوذ می کند.

وایلد کارت اینجا لوکاس هجز است که در نقش برادرزاده آلیس ، تایلر (لوکاس هجز) بازی می کند. آلیس فرزندی برای خود ندارد ، اما او مرد جوان را به عنوان دستیار مسافرتی استخدام کرده است و او نیز با هیبت و خوش بینی قبول می کند که “می تواند از این زنان مسن” چیزی یاد بگیرد. هجج سفری مشابه را در “خروج فرانسوی آزازل جیکوبز” آغاز می کند و می تواند تفاوتی را که فیلمنامه در اجرای وی در آنجا ایجاد می کند احساس کند ، در حالی که سودربرگ برای جابجایی چیزها بیش از حد به شخصیت هجینگ اعتماد می کند: تایلر عاشق کارن فوری می شود ، که از این استفاده می کند پویایی ، استفاده از آن برای جاسوسی در پیشرفت آلیس. این صحنه ها مانند چیزی فراتر از مضحکه فرانسه احساس می شوند ، جایی که بازی با شوخ تر کلمات معمولاً همراه با باز و بسته شدن درها و اظهار عشق است.

یکی از مشارکت های بیشتر آیزنبرگ در قالب داستان نویس دیگری (دن الگرنت) ، نویسنده پرفروش تریلری است که تایلر در طول سفر دریایی او را می شناسد و روند کار او تفاوت قابل توجهی با آلیس دارد. این هک هوشمندانه یکی از معدود شخصیت های فرعی است که آیزنبرگ مدام به آن اشاره می کند و باعث می شود فیلم احساس کند او به طور کلی با کشتی درگیر شده است – مثل زمانی که استریپ در یک خانه مسافرتی شلوغ سخنرانی می کند – نه فقط مورد 5 بازیگر. در گوشه های ساکت در ساعات غیر کاری صحنه سازی کنید. سودربرگ حتی در پشت صحنه قرار می گیرد و چشمان کارکنانی که لباس می پزد و لباسشویی می کند را نشان می دهد – بازخورد درباره فیلم هایی مانند “حباب” و “تجربه دوست دختر” ، جایی که متن همیشه پر زرق و برق نیست.

همانطور که در این پروژه ها – با نوآوری در تجهیزات دیجیتال امکان پذیر شده است – انعطاف پذیری بیش از کادربندی و نورپردازی کامل برای سودربرگ ، که به ترتیب مسئولیت های فیلمبرداری و تدوین را با نام های مستعار پیتر اندروز و مری آن برنارد بر عهده دارد ، اهمیت دارد. صحنه های واقعاً قابل توجهی وجود دارد ، از جمله اینکه او از طریق کتابخانه داخل هواپیما به تماشای آلیس برای جستجوی کتابهایش می نشیند ، اما همچنین ساختهای بسیار ابتدایی شات / معکوس ، جایی که او تمرکز بیشتری بر ضبط مکالمه دارد. از نگرانی در مورد ریختن نور شدید روی شانه کسی.

پایان کار واقعاً کارساز نیست و مجموعه ای از پایان نامه ها با شخصیت های مختلف احساس اجباری و غیرقابل اعتقادی می کنند ، اما دیدن این بازیگران در کنار هم در چنین محیطی بسیار خوشحال کننده است (کشتی خود بیشتر ارزش تولید فیلم را تأمین می کند). هنوز هم ، احتمالاً بهتر است که به این فکر کنید ، یا به عنوان یک آزمایش یا به عنوان یک تمرین ، به عنوان روش سودربرگ برای به چالش کشیدن دوباره. نتایج ممکن است دقیقاً ادبی نباشد ، اما ایده های دیگر سازندگان را درباره آنچه رسانه ها می توانند انجام دهند ، گسترش می دهد.



[ad_2]

منبع: yad-khabar.ir

ایندکسر