[ad_1]

ما باید با حروف شروع کنیم ، پدربزرگ کارگردان کاتارینا واسکونچلوس ، هنریکه ، یک ملوان پرتغالی بود که برای مدت طولانی دلتنگی از فرزندان و همسرش تریس ناپدید شده بود. آنها نامه به این سو و آن سو می نوشتند ، اما انریکه دستور داد نامه نگاری ها در هنگام مرگ سوزانده شود. فرزندان او که همه با فرزندان خود بزرگ شده بودند ، با اکراه اطاعت می كردند ، به خواسته های او احترام می گذاشتند ، در حالی كه عاشق سخنان والدین خود بودند. اولین تصنیف تصنیف شده و واسکونچلوس به نظر می رسد تلاشی برای سوزاندن این نامه ها ، پر کردن فضای خالی خاطرات با داستان های خیالی و داستانی است و بنابراین برای لحظه ای زندگی های از دست رفته را پس می گیرد ، با چرخاندن یک فیلم به عقب ، می توان دوباره آن را پیوست برگ پاره به شاخه.

طبقه بندی “مسخ پرنده” به سختی می تواند به عنوان ترکیبی از خاطرات ، متافیکشن ، تاریخچه خانوادگی و یک اثر هنری 16 میلی متری باشکوه باشد. اما مبهم بودن این تمایز ها صحیح است ، با توجه به اینکه این ویژگی درخشان مربوط به روشی است که در آن مهمترین چیزها در برابر لبه های سخت تعاریف آنها قرار می گیرند. عشق پس از مرگ باقی می ماند. این نام ها به مردم و همچنین به گل و احساسات اشاره دارد. یا همانطور که یکی از صدای شعر منثور کرال فیلم می گوید: “اشیا Life از خود زندگی پنهانی دارند” ، ایده ای که با شلیک یک دختر عزادار روی یک پیانو نشسته و در حالی که دستش به آرامی روی کلیدها قرار داشت در حالی که قطعه بود ، فوق العاده برانگیخته شد. موسیقی پیانوی کلاسیک طوری در موسیقی متن پخش می شود که گویی از خود ساز می آید.

در عکسهای با صدای گرم DP Paulo Paulo Menezes ، نیمه اول فیلم عمدتا در یک دسته از برنامه های زیبا آشکار می شود ، در حالی که صدای کارگردان ، پدرش و سایر اعضای خانواده به تناوب است و داستان زندگی مشترک هنریک و تریز را بازگو می کند. ، گاهی اول شخص ، گاهی سوم. و در میان انارهای پراکنده و ماهی های روده ای ، که می توانند جزئیاتی از برخی از طبیعت مرده فلاندرسی استخراج شوند ، مضامین و الگوها به تدریج برای درهم آمیختن شخصیت ها و جهان طبیعی ظاهر می شوند. زولمیرا ، خانه دار محبوب ، در مورد پرندگان صحبت می کند ، در حالی که دستان کودکان مراسم خاکسپاری رسمی پرندگان را انجام می دهد ، کفن او یک دستمال سفید ترد است. انریکه یک اسب دریایی را اسبی توصیف می کند که یک زن جوان به موهای بافته شده خود فشار می دهد تا گوش خود را خفه کند. تریس ، که نام او یک هم آوائی انگلیسی تصادفی است ، درختان را دوست دارد و مادر شدن به زودی توسط جنگل ها ، نهال ها ، برگ ها به طرز ماهرانه ای احضار می شود.

در چنین شاخ فراوانی از تصاویر استعاره ای ، برخی مجبور به احساس کمی تنش می شوند. واسكونسلوس كه از طریق یك معما در چهره مادربزرگش كار می كند ، كمی آشكار به نظر می رسد ، همچنین توالی ای كه چهره دوردست وی از دره ای بالا می رود كه حامل پرچمی است كه با چشمان خندان زن مزین شده است. و تقریباً تکان دهنده است وقتی که ما از دستان توانمند زولمیرا دور می شویم ، طیور ماهرانه ای را برای گلدان آماده می کنیم ، و می بینیم که یک سر پرنده لاستیکی غول پیکر روی شانه های او نشسته است.

“وقتی یادتان نرود ، اختراع کنید” توصیه ای است که در یک نقطه ارائه می شود ، اما آنچه در اینجا قابل توجه است درخشش اختراعات واسکونچلوس است. دریانوردی که لحظات تنهایی را سپری می کند و به خال کوبی های گوساله های خود خیره می شود تا چهره پدر و مادرش را فراموش نکند. خانواده داغدار آنقدر بی نقص نشسته اند که فقط دود چرخان سیگار ثابت می کند که آنها در تصویر نیستند. نصب تمبرهای قدیمی اشاره به گذشته استعماری پرتغال در موزامبیک و آنگولا. آینه هایی که نمای خارجی را وارد می کنند و یا اینکه ، در یک سکانس زیبا از تصاویر ترومپ لویل ، قسمت هایی از جنگل را به خود باز می گردانند و قطعاتی از آسمان دزدیده شده را در زمین نرم جاسازی می کنند. ورود خیره کننده واسکونچلوس ، The Metamorphosis Bird ، این انتزاعات را اعلانی ساده به نظر می رساند ، و در مناظر یادآور و نیمه متفکر غم و اندوه نسل ، بدیهی است که مادران درخت هستند ، پدران دریا هستند و کودکان بین آنها مانند چیزهایی با پر.



[ad_2]

منبع: yad-khabar.ir