اولریک اوتینگر به عنوان یک کارگردان عشایری به زندگی می اندیشد


کارگردان آلمانی اولریکه اوتینگر نزدیک به 50 سال است که فیلم می سازد و اثری آزمایشی و اغلب متجاوزانه ایجاد می کند که اغلب مرز واقعیت مستند و حقیقت هنری را می گذراند. در آن زمان ، هیچ چیز او را شگفت زده نکرد ، حتی در اوج شکوفایی بومین راینر ورنر فاسبیندر فقید در برلین کار می کرد ، اما جدیدترین فیلم او ، که در آن دوربین را به روی خودش می چرخاند ، فیلم چالش برانگیزترین فیلم تاکنون بود.

برای اولین بار در هلند در بخش مسترهای IDFA – پس از اولین حضورش در جشنواره فیلم برلین ، جایی که به او دوربین برلیناله اهدا شد – “خوشنویسی های پاریس” کارگردانی را پیدا می کند که تجربیات خود را به عنوان یک هنرمند جوان و عکاس در پاریس منعکس می کند ، جایی که او از 1962 تا اوایل 1969 زندگی کرد. او برای یادگیری اچ به آنجا نقل مکان کرد ، اما به دلیل اشتهای سیری ناپذیر برای یادگیری ، او همچنین در سخنرانی های مردم شناس کلود لوی استراوس ، فیلسوف لویی آلتوسر و جامعه شناس پیر بوردیو در کالج د شرکت کرد. فرانسه ، که ممکن است محتوای فلسفی و انسانشناسی کار او را توضیح دهد.

رفتن از کارگردانی به موضوع دیگر برای کارگردان دشوار بود و اکنون 78 ساله است. وی در مصاحبه ای با IDFA به پاملا کوه گفت: “من همیشه بیش از حد خجالتی بوده ام تا بتوانم درباره خودم صحبت کنم.” “این کاری است که من قبلا هرگز انجام نداده ام. تجربه شخصی شما البته در هر فیلمی است که می سازید ، اما نه به صورت مستقیم. این بار روند کار بسیار پیچیده ای بود. شروع کردم به نوشتن خاطراتم و [stories] من در شام به دوستانم گفته ام زیرا آنها کسانی هستند که مرا برای انجام این کار تشویق می کنند. لحظه ای بود که فکر کردم ، “شاید اتفاق خوبی باشد ، زیرا اکنون شرایط این چنینی اتفاق می افتد.” اما بعد تقریباً منفجر شد. “

فیلم اوتینگر با الهام از کتابفروشی افسانه ای Fritz Picard Librairie Calligrammes ، یک منطقه روشنفکرانه ساخته شده به طرز حیرت انگیز در ساحل چپ ، قبل از کاوش در بایگانی ها ، به بررسی صحنه فرهنگی آن دوران و زخم داغی که جنگ الجزایر بود ، می پردازد. وی یادآور شد: “همه دوستان فرانسوی من باید سرباز می شدند.” “من فرصتی برای بیرون رفتن نداشتم. برخی می توانند معلم شوند ، اما تعداد زیادی نیستند. “قسمت اول فیلم با هدایت این موضوع در مورد الجزایر سه ساعت طول کشید. وی گفت: “من ناامید شدم ،” مطمئن شدم كه هرگز این فیلم را تمام نمی كنم. اما وقتی برای اولین بار به پاریس آمدم ، داشتیم در مورد آن بحث می کردیم. ما تعجب کردیم که چگونه می توانیم از این درگیری جلوگیری کنیم و چگونه می توانیم جامعه را تغییر دهیم تا این اتفاقات دیگر تکرار نشود. “ویرایشگری به تنهایی دو سال به طول انجامید و آنت فلمینگ ویراستار – بیشترین میزان در کل حرفه اش.


فرناند تسیر (با مجوز از Serpentine Teyssier)

اوتینگر با تشویق برای گفتن در مورد فیلم های اولیه خود خاطرنشان كرد كه او دائماً “از طریق تمرین یاد می گیرد” و هوای پاریس باعث تحریک حرکت بعدی او می شود: پس از انتقال به آلمان غربی ، او به سینما روی آورد و اولین بازی خود را در سال 1972 با Laocoon & Sons ، یک مراقبه سورئال درباره جنسیت ، الهام گرفته از رمان Orlando: A Biography از ویرجینیا وولف در سال 1928. وی گفت: “وقتی از پاریس به آلمان بازگشتم ، از یافتن فرهنگ لغت كاملاً جدیدی متعجب شدم. من مجبور شدم آن را از ابتدا یاد بگیرم. من از دیدن اینکه دوستانم خیلی تغییر کرده اند بسیار متعجب شدم. “

اوتینگر همچنین استفاده از موسیقی را نه تنها در کارهای هنری بلکه در مستندهای خود ، مانند کسانی که سفر او به مغولستان ، کره جنوبی و چین را دیده اند ، نشان داد. وی توضیح داد: “قبل از اینکه به کشور دیگری بروم ، همیشه بدنبال موسیقی او هستم.” “این برای من بسیار مهم است. در تبعید شانگهای [six life stories of German, Austrian and Russian Jews that intersect in exile in Shanghai]، این موسیقی چینی تحت تأثیر فرهنگ معاصر غرب بود. در آن زمان ، پناهندگان یهودی نمی توانستند چیز ارزشمندی با خود بیاورند ، بنابراین آنها مقداری ظروف پخت و پز و ضبط صدا از همه این آهنگسازان و خوانندگان یهودی مانند جوزف اشمیت به همراه داشتند. هنگامی که او به نیویورک رسید ، هزاران نفر در انتظار او بودند که “آهنگ من می رود” دور دنیا را بازی می کند. این آخرین آهنگ “Exile Shanghai” است. “

اوتینگر با بدست آوردن نام مستعار یک کارگردان “عشایر” خاطرنشان کرد که کشف دنیاهای دیگر او را وادار کرد که به عنوان کارگردان به دنبال راه حل های کاملا جدید باشد. – در مغولستان [where she shot ‘Taiga’ in 1992]به گفته وی ، عشایر دوست داشتند از آنها پذیرایی شود و برای آنها آواز بخوانند. صدای خوبی ندارم اما آنها آن را دوست داشتند. “

وی گفت: “این راهی برای نزدیك شدن با دیگران است” و خاطرنشان كرد كه متن های غیرمعمول خود – مجموعه های تصویری و متونی كه در طول مسیر استفاده می كند – نیز برای او مفید است. وی گفت: “شما فقط نمی توانید با دوربین وارد شوید و عکس بگیرید.” “اول ، شما باید با مردم صحبت کنید. شما نمی توانید به س questionsالات مربوط به تفتیش عقاید بپردازید ، این باید یک گفتگو باشد. این “کتابهای” من که معمولاً بسیار بزرگ هستند ، روش خوبی برای شروع صحبت در مورد تمام جزئیاتی است که آنها از قبل می دانند و تشخیص می دهند. و سپس … خوب ، شما همیشه به یک مترجم خوب نیاز دارید. “




منبع: yad-khabar.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>