عقد نکاح، به این علت که قراردادی است که سود و زیان آن، به جامعه انسانی ارتباط مستقیم دارد. دارای اهمیت بسیار زیادی است. عقد نکاح و تشکیل خانواده شالوده ی یک جامعه ی سالم را می سازد؛ هر قدر که یک ازدواج طبق اصول و مقررات جامعه اتفاق بی افتد، به همان میزان، شهروندان آن جامعه، وضع بهتری خواهند داشت. در قوانین کشور ما که مطابق با موازین اسلامی وضع شده همواره تلاش بر این بوده که شرایطی برای ازدواج و نکاح مقرر کنند که پس از آن کمتر منجر به جدایی طرفین از هم شود. با این حال، با گذشت زمان و در دنیای امروز، روز به روز آمار طلاق و انحلال نکاح افزایش پیدا کرده و سیر صعودی دارد.

مشاوران طلاق همواره در تلاش بوده اند تا بنیان خانواده را تحکیم کنند و تدابیری منطبق با اخلاق و حقوق فطری برای صیانت از حریم آن اتخاذ کنند. از جمله این تلاش ها می توان به اصل دهم قانون اساسی، قانون حمایت از خانواده و مقررات نکاح در قانون مدنی اشاره کرد.

هنگامی که زندگی مشترکی بین زن و مرد آغاز می شود امکان دارد تا پایان ادامه نداشته باشد و در طول مسیر به دلایل مختلفی و هنگام برخورد با یک چالش از هم بپاشد. همانطور که بهترین وکیل امور خانواده اصفهان گفته است ، طلاق فقط یکی از این راه‌های پایان دادن به زندگی مشترک است، و راه های دیگری نیز برای انحلال نکاح وجود دارد.

فوت، طلاق، فسخ نکاح، و بذل مدت در نکاح موقت از موارد انحلال نکاح هستند. که در این مقاله سعی بر آن داریم با کمک موسسه حقوقی حامد امیری در اصفهان با تک تک این موارد مختصراً آشنا شویم

انحلال نکاح بر اثر فوت

اگر یکی از زن و شوهر فوت کنند نکاح به طور خود به خودی منحل می شود.

همچنین موت فرضی، لعان و ارتداد نیز در دسته انحلال خود به خودی قراردارند. یعنی به محض وقوع عقد نکاح منحل می شود و دیگر آثاری ندارد.

انحلال نکاح بر اثر طلاق

هر طلاقی با ۴ رکن واقع می شود ۱- شخص طلاق دهنده ۲- شخص طلاق داده شده ۳- صیغه طلاق ۴- شهادت مرد عادل.

صیغه طلاق باید به شکلی ادا شود که ۲ مرد عادل که شاهد هستند همزمان آن را بشنوند. برای هر طلاق باید صیغه جداگانه ای جاری شود و ادای یک صیغه طلاق برای چند مورد هم زمان صحیح نمی باشد

شرایط طلاق دهنده

طلاق دهنده باید ۴ شرط داشته باشد تا صیغه طلاق جاری شود :

1- بلوغ : طلاق دهنده باید بالغ باشد اما رشد از شرایط آن نیست بنابراین سفیه نیز می تواند همسر خود را طلاق دهد چون طلاق از امور مالی نیست

2- عقل : طلاق دهنده باید عاقل باشد پس شخص مجنون نمی تواند راسا همسر خود را طلاق دهد

3- قصد : طلاق دهنده باید آگاهی داشته باشد بر مفهوم عبارتی که برای جاری شدن صیغه طلاق ادا می شود .

4- اختیار : بیان صیغه طلاق از روی اجبار تهدید واکراه صحیح نمی باشد چون طلاق دهنده باید در اجرای آن آزادی کامل داشته باشد .

 انواع طلاق

 طبق تعریف وکیل خوب طلاق در اصفهان ، طلاق ۳ نوع دارد طلاق رجعی، طلاق بائن و طلاق خلع و مبارات

در هنگام طلاق اگر نزدیکی واقع شده باشد زن مستحق تمام مهریه است، اما اگر بین آنها نزدیکی واقع نشده بود زن مستحق نیمی از مهریه است.

حالا اگر هنگام ازدواج مهربه ای تعیین نکرده باشند زوجین و قبل از نزدیکی نیز بخواهند طلاق بگیرند زن مستحق مهرالمتعه است. یعنی مهریه‌ای که در حد توان مالی مرد باشد.

موسسه حقوقی حامد امیری در اصفهان با تکیه بر سابقه و تجربه ای که در مسائل حقوقی دارد می تواند گزینه مناسبی برای شماجهت مراجعه باشد.

انحلال نکاح بر اثر فسخ

یکی دیگر از روش های انحلال نکاح فسخ آن است  نکاح. مصلحت و ضرورت استمرار و دوام و ثبات خانواده اقتضای این را دارد هنگامی که بنا بر دلایلی ازدواج موجب زیان فاحش یکی از طرفین باشد، به منظور رهایی او از قید ازدواج بتواند با شرایطی ازدواج را فسخ کند. فسخ نکاح دشواری‌ها و محدودیت‌های طلاق را ندارد.

 اما قانونگذار برای جلوگیری از ضرر و زیان همسری که در معرض عیوب پراهمیت قرار می‌گیرد، به طور صریح و مشخص موارد فسخ نکاح را معین کرده است.

شرایط موجد حق فسخ

حق فسخ در ۳مورد ایجاد می شود. ایجاد عیوب مشترک بین زن و مرد، عیوب مختص به زن و عیوب مختص به مرد

«جنون» از عیوب مشترک

جنون از عیوبی است که برای هریک از طرفین حق فسخ ایجاد می کند. جنون تعریف خاصی در قانون نداشته ولی بر اساس مطالعات روانشناسی می توان آن را جزو اختلالات روانی ای دانست که عقل  و قوه درک و اختیار را از بین میبرد.  مانند اسکیزوفرنی یا اختلال دو قطبی و عقب ماندگی ذهنی (سندروم دان). بنابراین اگر قبل از ازدواج یکی از طرفین مجنون باشد و طرف دیگر آگاهی نداشته باشد می تواند بعد از عقد بطور یکجانبه نکاح را فسخ کند.

البته آنچه ذکر شد جنون پیش از عقد نکاح بود. قانونگذار برای حمایت بیشتر از حقوق زنان جنون مرد بعد از عقد را هم از موارد فسخ نکاح از سوی زن دانسته است. یعنی اگر بعد از ازدواج، مرد به هردلیلی مجنون شود زن حق فسخ نکاح دارد ولی مرد چنین حقی ندارد. یک نکته مهم درباره جنون این است که جنون باید استقرار داشته باشد، یعنی در برهه ای از زمان بتوان شخص را مجنون نامید و مستمر یا دوره ای بودن آن ملاک نیست.

فسخ نکاح به علت «بیماری‌های زن»

اگر زن دارای بعضی بیماری‌های خاص باشد، مرد حق فسخ نکاح را خواهد داشت. از جمله‌ی این بیماری‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد:

1- قرن و افضاء:

قرن یعنی زن در اندام جنسی خود استحوان یا غضروفی داشته باشد که منع از انجام رابطه جنسی بین زن و مرد شود. بنابراین اگر زن قرن داشته باشد مرد می تواند نکاح را فسخ کند. افضاء حالتی است که حایل میان اندام تناسلی زن، وجود نداشته یا به طریقی از بین رفته باشد به عبارت دیگر بول و افضاء یکی شده باشد.

2- جذام و برص:

 جذام یکی بیماری عفونی پوستی است که باعث چروک  و زخم شدن پوست می شود و بر زیبایی افراد تاثیر گذار است. برص یا همان پیسی باعث می شود رنگ پوست در قسمت هایی از آن تغییر کند و حالت تیره و روشن به خود بگیرد.

3- زمین گیری:

اگر زن به دلیل هر بیماری ای زمین گیر و افتاده شود این شرایط به شوهر او حق فسخ می دهد.

4- نابینایی از هر دو چشم:

یکی دیگر از موارد فسخ نابینایی است و با اینکه قانونگذار نابینایی هر دو چشم را درنظر داشته اما اگر نابینا بودن یک چشم نیز عیب محسوب شود و قبل از عقد وجود داشته باشد طبق قواعد عمومی قرارداد ها موجد حق فسخ خواهد بود.

فسخ نکاح به علت «بیماری‌های مرد»

در قانون ایران همانطور که به مرد حق فسخ میدهد درصورتی همسرش بیماری خاص داشته باشد به خانم‌ها نیز این حق را میدهد و اگر مردی بیماری های ذیل را داشته باشد زن حق فسخ دارد.

1- خصاء:

نوعی ناتوانی جنسی یا به معنای دیگر اخته بودن است. یعنی مرد توانایی تولید مثل ندارد.

2-عنن:

عنن نیز نوعی ناتوانی از برقراری رابطه جنسی است، یعنی آلت تناسلی مرد نعوظ پیدا نمی کند و به همین دلیل نمی تواند با همسر خود رابطه جنسی داشته باشد. البته حتی اگر یک بار زن و مرد رابطه ی جنسی برقرار کرده باشند زن دیگر نمی تواند با استناد به این دلیل نکاح را فسخ کند. مهمتر اینکه عنن نسبی است یعنی ممکن است مرد با زنی توانایی ارتباط جنسی داشته باشد و با دیگری نتواند رابطه ی جنسی برقرار کند. قانونگذار برای حمایت از زن بیان کرده اگر عنن بعد از عقد نکاح نیز حادث شود باعث ایجاد حق فسخ برای زن خواهد بود. تنها در جنون و عنن این امکان برای حمایت از زن وجود دارد که حادث شدن بیماری بعد از عقد نیز ایجاد حق فسخ برای زن می کند.

3- مقطوع بودن آلت تناسلی به اندازه ای که قادر به عمل زناشویی نباشد:

اگر آلت تناسلی مردی به حدی باشد که امکان رابطه زناشویی را از او سلب کند، زن حق فسخ ازدواج را خواهد داشت.

تکلیف مهریه در فسخ نکاح

اگر دادگاه حکم قطعی فسخ نکاح را صادر کند و بین زوجین نزدیکی واقع نشده باشد زن حق دریافت  مهریه را ندارد مگر آنکه به دلیل ناتوانی جنسی مرد (عنن) نکاح را فسخ کرده باشند. اما اگر زوجین با یکدیگر نزدیکی کرده باشند و نکاح فسخ شود زن مستحق مهرالمثل است نه مهریه ای که در عقدنامه توافق شده یعنی مهرالمسمی. پس مهریه در فسخ نکاح وابسته به نزدیکی زوجین است.

تفاوت‌های موجود بین فسخ نکاح و طلاق:

۱ -انجام طلاق تشریفات خاصی دارد، مثل اجرای صیغه مخصوص و حضور دو شاهد عادل (مرد). اما فسخ نکاح تنها به اراده صاحب حق انجام می‌پذیرد

۲- رای انجام طلاق باید به وضعیت زن توجه شود در حال که در فسخ لازم نیست. مثالاً فسخ نکاح در دوران عادت زنانگی و نفاس زن ممکن است. در حالی که طلاق زن در این دوران درست نیست.

۳- برای وقوع طلاق باید از دادگاه گواهی عدم سازش گرفته شود، ولی فسخ نکاح نیاز به این اقدام ندارد و رسیدگی دادگاه محدود به احراز وجود حق فسخ است

۴- طلاق مخصوص نکاح دائم است ولی  فسخ محدود به دائم ونیست.

۵- در طلاق رجعی شوهر می‌تواند در زمان عده به همسر خود رجوع کند، اما در فسخ نکاح امکان رجوع وجود ندارد.

۷- در صورتی که مرد پیش از نزدیکی زن خود را طلاق دهد، زن مستحق نصف مهریه است. ولی در فسخ نکاح زن حق مهریه ندارد، مگر در صورتی که موجب فسخ، عنن باشد که زن مستحق نصف مهریه است.

۸- اگر بین زوجین سه بار طلاق اتفاق بیفتد آنها دیگر نمی‌توانند با یکدیگر ازدواج کنند مگر با آمدن محلل. اما فسخ هرچند بار که بین زن و مرد اتفاق افتد ایجاد حرمت نمی‌کند.

جهت کسب اطلاعات بیشتر و یا پرسیدن سوال های خود می توانید به موسسه حقوقی حامد امیری وکیل خوب و کاربلد در اصفهان مراجعه کنید و یا اگر تمایل به مراجعه حصوری ندارید بصورت غیرحضوری با ما در ارتباط باشید.